ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٣ - مسأله ٢ - در صحت ضمان امورى شرط است
(١)
كتاب ضمان
(٢) «ضمان»، متعهد شدن به مالى است كه در ذمه شخصى براى ديگرى ثابت است و آن عقديست كه احتياج دارد به ايجاب از ضامن، (و ايجاب به هر لفظى است كه عرفا و لو به وسيله قرينهاى بر تعهّد مذكور دلالت نمايد مانند «ضامن يا متعهد شدم براى تو دين تو را كه بر فلانى دارى» و مانند اينها). و به قبول از كسى كه طلبكار است و برايش ضمانت شده به آنچه كه دلالت بر رضايت به آن نمايد، احتياج دارد، و رضايت «مضمون عنه» در آن معتبر نيست.
(٣)
مسأله ١- در هر يك از «ضامن» و «مضمون له» شرط است كه بالغ، عاقل، با رشد و با اختيار باشد
و در خصوص مضمون له، محجور نبودن به علت ورشكستگى شرط است.
(٤)
مسأله ٢- در صحت ضمان امورى شرط است:
(٥) امر اوّل: منجز بودن عقد ضمان كه آن شرط است بنابر احتياط لازم، پس اگر بر چيزى معلق كند مثل اينكه بگويد: «من ضامن مىشوم اگر پدرم اذن بدهد». يا بگويد: «من ضامن مىشوم در صورتى كه مديون تا فلان زمان نپردازد يا در صورتى كه اصلا نپردازد» باطل مىباشد.
(٦) امر دوّم: دينى را كه ضامن مىشود در ذمه مضمون عنه ثابت باشد؛ چه مستقر باشد مانند قرض و ثمن و مثمن در بيعى كه خيار فسخ ندارد، يا متزلزل باشد مانند يكى از دو عوض در بيعى كه داراى خيار فسخ است، و مهر قبل از دخول و مانند آن. پس اگر بگويد به فلانى قرض بده يا نسيه به او بفروش و من ضامن هستم، صحيح نيست.
(٧) امر سوّم: دين و مضمون له و مضمون عنه مشخص باشند يعنى ابهام و ترديد نداشته باشند؛ پس ضمانت يكى از دو دين و لو براى شخص معيّنى بر شخص معينى، صحيح نيست و ضمانت