ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٢٥ - مسأله ٩ - در تحقق خلع، بذل فديه به عنوان عوض طلاق شرط است
(١)
مسأله ٤- در صحت خلع فاصله نيفتادن بين انشاى بذل و طلاق به قدرى كه فوريت عرفى را اخلال بزند معتبر است
؛ پس اگر اين فوريت را بهم بزند خلع باطل مىشود و زوج مستحق عوض نمىشود.
ليكن اگر آن را به لفظ طلاق واقع سازد يا آن را پشت سر آن در بياورد، طلاق با فرض اجتماع شرايط آن واقع مىشود وگرنه بائن مىگردد.
(٢)
مسأله ٥- جايز است كه بذل و طلاق به مباشرت خود آنها يا به وكيل نمودن آنها ديگرى را يا به اختلاف باشد
و جايز است كه يك نفر را وكيل كنند تا از طرف زن بذل نموده و از طرف شوهر طلاق دهد.
بلكه ظاهر آن است كه براى هر يك از آنها جايز است كه ديگرى را در آنچه كه از طرفش است وكيل نمايد.
پس در آنچه كه به خودش برمىگردد اصيل است و در آنچه كه به طرف مربوط است وكيل مىباشد.
(٣)
مسأله ٦- وكيل گرفتن از طرف زوج در خلع در جميع آنچه كه به آن تعلّق دارد [صحيح است]
از شرط عوض و تعيين و قبض آن و واقع ساختن طلاق، و از طرف زن در جميع آنچه كه به او تعلق دارد از تقاضاى طلاق و تقدير عوض و تسليم آن صحيح است.
(٤)
مسأله ٧- اگر خلع به مباشرت زوجين واقع شود پس يا زوجه ابتداء مىگويد: «بذلت لك- يا اعطيتك ما عليك من المهر- يا الشىء الفلانى- لتطلّقنى». پس مرد فورا مىگويد: «انت طالق
- يا مختلعة (به كسر لام)- على ما بذلت- يا على ما اعطيت-». و يا شوهر ابتداء مىگويد:
«انت طالق- يا مختلعة- بكذا او على كذا» پس زن فورا مىگويد «قبلت». و اگر از دو وكيل واقع شود وكيل زوجه خطاب به وكيل شوهر مىگويد «عن قبل موكّلتى فلانة بذلت لموكّلك ما عليه من المهر- يا، المبلغ الفلانى- ليخلعها و يطلّقها» پس وكيل شوهر فورا مىگويد «زوجة موكّلى طالق على ما بذلت».
و بر اين قياس كن بقيّه صورتهايى كه تصوّر مىشوند، ليكن ترك احتياط گذشته سزاوار نيست يعنى جمع بين دو صيغه آن، بلكه نبايد ترك شود.
(٥)
مسأله ٨- اگر زن در مقابل عوض معينى، تقاضاى طلاق نمايد پس بگويد به او «طلقنى يا اخلعنى بكذا» پس بگويد «انت طالق يا مختلعة بكذا» در وقوع طلاق اشكال است
پس احوط آن است كه زن پشت سر آن قبول بياورد، به اينكه بعد از آن بگويد «قبلت».
(٦)
مسأله ٩- در تحقق خلع، بذل فديه به عنوان عوض طلاق شرط است
و فديه به هر چيزى كه