ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٧٥ - مسأله ١١ - شارع عام و خيابان عمومى محقق نمىشود مگر به يكى از چند امر
(١)
مسأله ٧- اگر در جايى از راه بنشيند سپس از آن بلند شود، پس اگر جلوس استراحت و مانند آن بود حقش باطل است
؛ بنابراين، براى ديگرى جايز است كه آنجا بنشيند. و همچنين است اگر براى حرفه و معامله باشد و بعد از استيفاى مقصودش بلند شود و قصدش نباشد كه برگردد پس اگر به آنجا برگردد بعد از آنكه ديگرى جاى او نشسته باشد، حق ندارد او را كنار بزند. و اگر قبل از استيفاى مقصودش از آنجا بلند شود در حالى كه قصد دارد به آنجا برگردد در ثبوت حق براى او، اشكال است. البته تصرف در بساط او جايز نيست؛ پس اگر بلند شود و لو به نيّت اينكه برگردد و بساطش را جمع كند، ظاهر آن است كه براى ديگرى جايز است جاى او بنشيند و احتياط حسن است.
(٢)
مسأله ٨- ثبوت حق براى كسى كه جهت معاملات و مانند آنها نشسته است مشكل است
، بلكه ظاهر آن است چنين حقى ندارد؛ ليكن مادامىكه در آنجا است مزاحمت او و تصرف در بساط او جايز نمىباشد. و اشغال اطراف او و لو اينكه او جهت قرار دادن كالا و ايستادن مشترىهايش به آن نيازمند باشد، مانعى ندارد. و همچنين براى ديگرى جايز است كه در آنجا بنشيند به طورى كه جلوى ديد كالاى او را بگيرد يا مانع رسيدن معاملهگرها شود. و او حق منع او را ندارد؛ لكن احتياط خوب است و مراعات مؤمن مطلوب است.
(٣)
مسأله ٩- كسى كه براى معامله نشسته است جايز است كه به چيزى كه براى عابرين ضررى نداشته باشد روى جايش به لباس يا حصير و مانند اينها سايه بزند
و حق ندارد كه دكّه و مانند آن را در آنجا بنا كند.
(٤)
مسأله ١٠- اگر در جايى از راه جهت معامله در روز بنشيند پس در يك روز ديگر، شخص ديگرى بر او سبقت بگيرد
و جاى او را بگيرد اوّلى حق منع و مزاحمت او را ندارد.
(٥)
مسأله ١١- شارع عام و خيابان عمومى محقق نمىشود مگر به يكى از چند امر:
اول- به زيادى تردّد و راه رفتن و عبور قافلهها و مانند اينها در زمين موات است مانند جادههايى كه در بيابانها و صحراها پيدا مىشود و با آنها از بلادى به بلادى مىروند. دوّم اينكه- انسانى ملك خودش را سبيل و خيابان قرار دهد و آن را راه دائمى براى رفت و آمد عموم مردم قرار دهد و بعضى از مردم در آن راه رفته باشند؛ پس با اين وضع راه عمومى مىشود و كسى كه آن را سبيل قرار داده بعد از آن حق رجوع ندارد. سوم اينكه- عدهاى زمين موات را جهت قريه يا شهر احيا كنند و براى آن راه نافذ بين خانهها و مسكنها بگذارند و دربها را به روى آن راه باز كنند. و منظور از نافذ بودن اين است كه داراى ورودى و خروجى باشد كه مردم از طرفى وارد شوند و از طرف ديگر بيرون روند تا به جاده عمومى يا به زمين موات برسند.