ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٧٧ - مسأله ١٠ - اگر ببيند كه پرندهاى مىپرد و داراى صفيف و دفيف است و معلوم نشود كه كدام يك از آنها بيشتر است
(١)
مسأله ٧- احوط پرهيز و اجتناب است از همه اقسام كلاغ
حتى زاغ- و آن كلاغ زراعت است، و حتى كلاغ «غداف» كه از زاغ كوچكتر و خاكى رنگ مانند خاكستر مىباشد و در كلاغ «ابقع» كه داراى رنگ سياه و سفيد است و به آن عقعق گفته مىشود و در كلاغ سياه بزرگ كه در كوهها سكونت دارد و اين هر دو مردار مىخورند اين احتياط تأكيد مىشود و احتمال قوى مىرود كه اين دو از پرندههاى درنده باشند، پس حرام بودن آن تقويت مىشود بلكه حرمت در هر نوع كلاغى خالى از قرب نيست.
(٢)
مسأله ٨- پرنده حلال از حرام آن به دو امر تشخيص داده مىشود
كه هر كدام از آنها در شرع علامت حلال و حرام بودن- در موردى كه بر حليّت و بر حرمت آن تصريح نشده باشد نه در موردى كه نصّى بر حكم آن از حيث حليّت و حرمت باشد مانند انواع گذشته- قرار داده شده است. يكى از آن دو امر «صفيف» و «دفيف» است پس هر پرندهاى كه صفيفش- و آن گشادن بالها در وقت پريدن است- بيشتر از دفيفش- و آن تكان دادن بالهايش در وقت پريدن است- باشد حرام است. و هر پرندهاى كه عكس آن باشد به اينكه دفيفش بيشتر باشد، حلال است. دومى آنها «حوصله» و «قانصه» و «صيصيه» است؛ پس هر پرندهاى كه يكى از اين سه را داشته باشد حلال است و هر پرندهاى كه هيچ يك از آنها را نداشته باشد حرام است. و «حوصله» چيزى است نزديك گلو، كه دانه و غير آن از خوردنى، در آن جمع مىشود (چينهدان) و «قانصه» قطعه محكمى است كه سنگهاى ريزى را كه پرنده مىخورد در آن جمع مىشود (سنگ دان) و «صيصيه» تيغى است كه در پشت پاى پرنده قرار دارد. و پرنده آب (دريايى) با غير آن در دو علامت ذكر شده مساوى مىباشد، پس هر آنچه كه دفيفش بيشتر از صفيفش باشد يا در آن يكى از اين سه نشانه باشد، حلال است اگر چه ماهى مىخورد و آنچه كه صفيفش بيشتر از دفيفش باشد يا هيچ يك از آن سه را نداشته باشد حرام مىباشد.
(٣)
مسأله ٩- اگر هر دو علامت تعارض پيدا كنند مثل اينكه پرندهاى كه صفيفش بيشتر از دفيفش است داراى حوصله يا قانصه
يا صيصيه باشد يا پرندهاى دفيفش بيشتر از صفيفش است هيچ يك از آنها را نداشته باشد، ظاهر آن است كه اعتبار به صفيف و دفيف است؛ پس اوّلى حرام و دوّمى حلال است البته دومى داراى اشكال است، پس احتياط ترك نشود اگر چه اقرب حلال بودن آن است. ليكن چه بسا گفته شده كه هر دو علامت تلازم دارند و بين آنها تعارض واقع نمىشود پس اشكالى ندارد.
(٤)
مسأله ١٠- اگر ببيند كه پرندهاى مىپرد و داراى صفيف و دفيف است و معلوم نشود كه كدام يك از آنها بيشتر است
متعين است كه به علامت دوم رجوع نمايد و علامت دوم، بودن يكى از