ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٤٣ - مسأله ٧٤ - اگر روى چارپاى غصبى رحل با طنابى با او باشد و در آنچه كه روى چارپا است اختلاف نمايند
(١)
مسأله ٧١- اگر غذاى شخصى را غصب كند و به غير مالك به حساب اينكه مال خودش است بخوراند
و خورنده آن نداند كه مال ديگرى است كما اينكه غذا را جلوى او مثلا به عنوان ميهمانى بگذارد هر دو ضامن مىباشند؛ پس مالك حق دارد از هر كدام آنها كه خواست غرامت بگيرد، پس اگر غاصب را غرامت كند برخورنده آن رجوع نمىنمايد و اگر خورنده را غرامت كند بر غاصب رجوع مىكند؛ زيرا او، او را فريب داده است.
(٢)
مسأله ٧٢- اگر نزد ظالم از كسى سعايت كند يا شكايت او را نزد ظالم به حق يا غير حق ببرد
و ظالم از او مالى را به غير حق بگيرد، ساعى و مشتكى خسارت او را ضامن نمىباشد اگر چه به سبب سعايت يا شكايت او- در صورتى كه حق نباشد- گناه كرده است و ضمان فقط بر كسى است كه مال را گرفته است.
(٣)
مسأله ٧٣- اگر مغصوب تلف شود و مالك و غاصب در قيمت آن نزاع نمايند و بيّنهاى نباشد
پس در اينكه قول، قول غاصب است يا قول مالك؟ تردد است كه اين تردد از تردد در معناى «على اليد ما اخذت ...» (بر دست است آنچه را كه گرفته است ...) ناشى مىشود و احتمال اينكه خود آنچه را كه گرفته است بر عهده او است حتى بعد از تلف و اداى مثل يا قيمت آن يك نوع اداى آن مىباشد؛ پس قول، قول مالك مىباشد با قسمش. و احتمال است كه به تلف شدن آن، به قيمت منتقل مىشود پس قول، قول غاصب است با قسمش؛ و اين خالى از قوت نيست. و اگر در صفتى نزاع كنند كه به سبب آن ثمن افزوده مىشود، به اينكه مالك ادعا كند كه آن صفت در زمان غصب بوده يا آن صفت بعد از غصب پيدا شده و بعدا از بين رفته است ولى غاصب آن را انكار نمايد و بينهاى نباشد پس بدون اشكال قول، قول غاصب است با قسمش.
(٤)
مسأله ٧٤- اگر روى چارپاى غصبى رحل با طنابى با او باشد و در آنچه كه روى چارپا است اختلاف نمايند.
پس مغصوب منه بگويد كه «آن مال من است» و غاصب بگويد: «آن مال من است» و بينهاى نباشد پس قول، قول غاصب است با قسمش؛ زيرا او صاحب يد فعلى بر آن است.