ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٨٩ - مسأله ٦٢ - وصيت بعد از آنكه واقع شد، به حالش باقى مىماند
حق دارد كل موصى به يا قسمتى از آن را تعويض نمايد و وصى و موصى له و غير اينها را تغيير بدهد. و اگر از بعضى از جهات برگردد بقيه وصيت به حال خودش باقى مىماند، پس اگر وصيّت نمايد كه ثلث او را در مصارف مخصوص مصرف نمايند و وصايت را براى زيد قرار دهد سپس بعد از آن از وصايت زيد برگردد و براى عمرو قرار دهد اصل وصيت به حال خودش باقى مىماند. و همچنين است اگر وصيت كند كه ثلث او در مصارف معينى با دست زيد مصرف شود سپس از آن مصارف به موارد ديگر برگردد، وصيت به اينكه در دست زيد باشد، به حالش باقى مىماند و هكذا. و همان طورى كه در وصيت متعلق به مال، حق رجوع دارد همچنين در وصيت به ولايت بر اطفال هم حق رجوع دارد.
(١)
مسأله ٦١- رجوع از وصيت، با قول تحقق پيدا مىكند
و «قول»، هر لفظى است كه عرفا به هر لغتى كه باشد، دلالت بر رجوع نمايد مانند «از وصيتم برگشتم» يا «آن را باطل كردم» يا «از آن عدول نمودم» يا «آن را نقض نمودم» و مانند اينها. و با فعل تحقق پيدا مىكند و آن يا به معدوم نمودن موضوع آن است مثل تلف كردن موصى به و همچنين است نقل آن به ديگرى به سبب عقد لازم مانند بيع يا به عقد جايز مانند هبه يا قبض و يا به چيزى كه عرفا رجوع حساب مىشود اگر چه موصى به به حالش و در ملك او باقى بماند كما اينكه اگر شخصى را در فروش آن وكيل نمايد.
(٢)
مسأله ٦٢- وصيت بعد از آنكه واقع شد، به حالش باقى مىماند
و در صورتى كه موصى بر نگردد به آن عمل مىشود اگر چه مدّت آن به طول بكشد. و اگر در رجوع او شك باشد و لو از اين جهت كه شك در لفظ يا فعلى باشد كه رجوع است (يا نه)؟ حكم به بقاى وصيت و عدم رجوع مىشود. اين در صورتى است كه وصيت مطلق باشد، به اينكه مقصود موصى اين باشد كه مضمون وصيت واقع شود. و بعد از مرگ او در هر زمانى كه قضاى الهى بر او برسد، به آن عمل گردد، و اما اگر مقيّد به مرگ او در مسافرت چنينى يا از بيمارى فلانى باشد و مرگ او در آن مسافرت يا از آن بيمارى اتفاق نيفتد، اين وصيت باطل مىشود و اگر در آستانه مسافرت يا در حال بيمارى و مانند اينها وصيت كند و قرائن حالى يا مقالى بر اينكه مطلق نيست، و اينكه نظرش تنها به مرگش در اين احوال است، قائم باشند عمل به آن جايز نيست و اگر قرائن به مطلق نبودن قائم نشد اقرب آن است كه آن وصيّت را گرفت و به آن عمل نمود و لو اينكه مدت آن به طول بكشد مگر آنكه آن را فسخ نمايد، مخصوصا اگر از حال او آشكار شود كه وصيت جديد نكردن او به خاطر اعتماد بر وصيّت گذشته است كما اينكه از او مشاهده شود كه مثلا ورق وصيت گذشته را محافظت مىكند.