ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٣٣ - مسأله ٢٠ - هر كسى كه نگاه كردن به او حرام است، مس او هم حرام مىباشد
و اما بدون اذن او دو قول است كه مشهورترين آنها جواز آن با كراهت است و اين قول اقوى است، بلكه در زنى كه معلوم است كه بچه نمىآورد و در زن مسن و سليطه و بد زبان و زنى كه فرزندش را شير نمىدهد، عدم كراهت، بعيد نيست كما اينكه اقوى واجب نبودن ديه نطفه بر او است اگر چه به حرمت آن قائل شويم.
و گفته شده كه وجوب آن بر او براى زوجه است و ديه ده دينار است و اين قول در نهايت ضعف است.
(١)
مسأله ١٥- براى هر يك از زوج و زوجه جايز است كه به جسد ديگرى- ظاهر و باطن آن- حتى به عورت، نگاه كنند.
و همچنين مس هر كدام از آنها با هر عضوى از او به هر عضو ديگرى- با تلذّذ و بدون تلذذ- جايز است.
(٢)
مسأله ١٦- نگاه كردن مرد به مثل خودش (مرد) به غير از عورت، مادامىكه به تلذذ نباشد جايز است
چه «منطور اليه» پير باشد يا جوان، خوش صورت باشد يا صورت زشتى داشته باشد، و «عورت»، عبارت است از قبل و دبر و دو بيضه. و همچنين در جواز نگاه كردن زن به غير از عورت، از مثل خودش (زن) اشكالى نيست و امّا نگاه كردن بر عورت او حرام است مثل مرد.
(٣)
مسأله ١٧- براى مرد جايز است كه به جسد محرمهايش غير از عورت در صورتى كه با تلذذ و ريبه نباشد، نگاه كند.
و مقصود از محرمها زنانى هستند كه ازدواج با آنها از جهت نسب يا شير خوردن يا مصاهره، حرام است. و براى آنها هم جايز است كه به غير از عورت، از جسد او بدون تلذذ و ريبه نگاه كنند.
(٤)
مسأله ١٨- نگاه كردن مرد به غير از صورت و دو كف دست زن بيگانه، از مويش و بقيه جسدش بدون اشكال جايز نيست
- چه در آن تلذذ و ريبه باشد يا نه-. و همچنين است صورت و دو كف دست در صورتى كه به تلذّذ و ريبه باشد. و اما بدون آن، دو قول بلكه قولهايى هست.
جواز آن مطلقا. عدم جواز آن مطلقا. تفصيل بين يك نگاه كه جايز است و تكرار نگاه كردن كه جايز نيست. و احوط قولها وسطى آنها مىباشد.
(٥)
مسأله ١٩- نگاه كردن زن به مرد بيگانه جايز نيست
همان گونه كه نگاه مرد به زن بيگانه جايز نبود و اقرب آن است كه صورت و دو كف دست، استثناء مىباشد.
(٦)
مسأله ٢٠- هر كسى كه نگاه كردن به او حرام است، مسّ او هم حرام مىباشد
؛ پس مس مرد بيگانه زن بيگانه را و بر عكس، جايز نمىباشد. بلكه اگر هم بگوييم كه نگاه كردن به صورت و دو كف دست از زن بيگانه جايز است، مسّ صورت و دو كف دست او را جايز نمىدانيم. پس