ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٧١ - مسأله ٢ - در كوچه بنبست بعيد نيست كسى كه داخل آن است تا مقابل درب خانهاش از آنچه كه ممر او است با مرافقى كه نوعا احتياج به آن دارد و متعارف است، با كسى كه از او داخلتر است شريك باشد
(١)
مسأله ١- راه دو نوع است: نافذ و غير نافذ
؛ پس اولى- كه به خيابان عمومى ناميده مىشود- حبس بر همه مردم است و مردم در آن مانند هم مساوى مىباشند و كسى حق احيا و اختصاص به آن را ندارد. و حق تصرف در زمين آن به ساختن دكّه يا ديوار يا كندن چاه يا كاشتن درخت يا غير آن ندارد. البته بعيد نيست كه كاشتن درختها و احداث نهر براى مصلحت عابرين- در صورتى كه راه جدا وسيع باشد مانند خيابانهاى وسيع و جديد كه در اين زمانها احداث مىشود- جايز باشد. كما اينكه ظاهر آن است كه جايز است كه در آن چاه فاضل آبى كنده شود تا آب باران و غيره در آن جمع شود؛ زيرا اين از مصالح و مرافق آن مىباشد. ليكن در غير اوقات نياز، جهت حفاظت اهالى خيابان و عابرين، بايد مسدود شود. بلكه ظاهر آن است كه كندن سرداب در زير آن در صورتى كه پايه و سقف را محكم كند به طورى كه با آن از نقص و ريزش در امان باشد (جايز است). و اما تصرف در فضاى آن به خارج نمودن روزنه يا بالكن يا ساختن سايبان يا باز كردن درب يا قرار دادن ناودان و مانند اينها در صورتى كه به عابرين ضررى نرساند، اشكالى در جواز آن نيست و كسى- حتى كسى كه خانهاش رو به روى خانه او مىباشد- حق جلوگيرى او را ندارد كما اينكه در كتاب صلح گذشت.
و اما دومى- مقصودم راه غير نافذ است كه به «سكه مرفوعه» ناميده مىشود و گاهى بر آن راه كوچك (مثلا بنبست) اطلاق مىشود- و آن راهى است كه از آن به راه ديگر يا به مباحى راه نداشته باشد، بلكه سه جانب آن را خانهها و ديوارها احاطه كرده باشد، پس اين راه ملك صاحبان آن خانههايى است كه درهايشان به آن باز مىشود؛ نه كسى كه ديوار خانهاش- نه درب آن- در اين كوچه است. پس چنين راهى مانند ساير ملكهاى مشترك مىباشد كه براى صاحبان آن جايز است كه آن را ببندند و بين خودشان تقسيم كنند و هر كدام از آنان حصهاش را داخل در خانهاش نمايد. و براى كسى غير از آنها بلكه براى آنها هم، جايز نيست كه در آن و در فضاى آن تصرف نمايد مگر اينكه با اذن كسى باشد كه اذنش معتبر است، كما اينكه در مسأله آينده مىآيد.
(٢)
مسأله ٢- در كوچه بنبست بعيد نيست كسى كه داخل آن است تا مقابل درب خانهاش از آنچه كه ممرّ او است با مرافقى كه نوعا احتياج به آن دارد و متعارف است، با كسى كه از او داخلتر است شريك باشد.
و بعيد نيست كسى كه داخل كوچه است تا آخر ديوار خانهاش با او شريك باشد و كسى كه داخلتر است (آخرين نفر كوچه) ما بعد آن را به تنهايى دارد. و در صورت تعدد شركا كسى كه داخلتر است (آخر همه) با همه آنها شريك است و آن مقدارى را كه راه مخصوص او است به تنهايى دارد؛ پس همه آنها تا درب اول يا تا آخر ديوار آن سپس غير از صاحب خانه اولى در ماعداى خانه اول، شريك مىباشند. و همچنين شركا تا آخر كوچه كم