ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٠٧ - كفر
مبدأ آن، شروع ننموده باشد، كما اينكه با زنى كه شوهرش مرده ازدواج نمايد و خبر فوت شوهر به او نرسيده باشد پس مبدأ عدهاش از وقت رسيدن خبر فوت است، آيا موجب حرمت ابدى است يا نه؟ دو قول است كه احوط آنها اولى و ارجح آنها دوّمى مىباشد.
(١)
مسأله ١٠- كسى كه داراى چهار زن دائمى است زن پنجمى دائمى بر او حرام است.
اما زن منقطعه هر تعدادى كه بخواهد مىتواند، به خصوص، يا با زنهاى دائمى، جمع نمايد.
(٢)
مسأله ١١- اگر چهار زن داشته باشد پس يكى از آنها بميرد در همان حال ازدواج با زن ديگرى برايش جايز است.
و همچنين است اگر يكى از آنها را به فسخ يا به هم خوردن يا به طلاق بائن جدا نمايد. و از اين بهتر اين است كه اگر عده نداشته باشد مانند زن غير مدخول بها و يائسه.
و اما اگر او را به طلاق رجعى جدا نموده باشد ازدواج با زن ديگر برايش جايز نيست مگر بعد از گذشت عده اولى.
(٣)
مسأله ١٢- اگر مرد زوجه حرهاش را سه طلاق دهد كه بين آنها ازدواج مرد ديگرى واقع نشود، بر او حرام مىشود
و ازدواج او برايش جايز نيست مگر اينكه با شوهر ديگرى- با شروطى كه در كتاب طلاق مىآيد- ازدواج نمايد. و اگر او را نه طلاقه نمايد در حالى كه محللين در بين آنها واقع شوند، به اينكه با غير طلاق دهنده، بعد از سهتاى اولى و دومى ازدواج نمايد ابدا بر او حرام است و كيفيت وقوع نه طلاق عدهاى اين است كه با شرايط، او را طلاق دهد سپس در عده به او رجوع نمايد و او را وطى نمايد سپس او را در طهر ديگر طلاق دهد و بعدا رجوع نمايد و با او نزديكى كند پس طلاق سوم او را بدهد و پس از آن بعد از عدهاش شوهر ديگرى با او ازدواج نمايد و بعد از نزديكى با او از او جدا شود سپس شوهر اولى بعد از عدهاش با او ازدواج نمايد سپس سه طلاق را مانند اول بر او واقع سازد و كسى ديگر با او ازدواج نمايد، و سه طلاق ديگر مانند طلاقهاى سابق بر او واقع مىسازد تا اينكه نه طلاق شود كه بين آنها ازدواج دو مرد واقع شود پس در نهمى ابدا بر او حرام مىشود.
(٤)
كفر
(٥) براى زن مسلمان، جايز نيست كه با كافر ازدواج نمايد- دائم باشد و (يا) انقطاعى- چه كافر اصلى حربى باشد يا كتابى، يا مرتد فطرى باشد يا مرتد ملّى. و براى مرد مسلمان جايز نيست كه با غير از زن كتابى از اصناف كفّار و نه زن مرتد فطرى يا ملى ازدواج نمايد. و امّا زن كتابى