ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٧ - مسأله ١ - احتياطا در وكالت تنجيز شرط است
(١)
كتاب وكالت
(٢) «وكالت» سپردن كارى به ديگرى است تا آن را در حال حياتش، برايش انجام دهد؛ يا راه انداختن امرى از امور را براى او در حال حياتش، به او ارجاع دهد. و وكالت عقدى است كه به ايجاب احتياج دارد به هر لفظى كه دلالت بر اين مقصود نمايد مانند قول او «وكالت دادم به تو» يا «تو وكيل منى در اين ...» يا «به تو واگذار كردم فروش آن را» و مانند اينها. بلكه ظاهر آن است قول او: «خانهام را بفروش» در حالى كه قصدش اين باشد كه به او سپرده شود امر فروش خانه، كفايت كند. و به قبول احتياج دارد به هر چيزى كه دلالت بر رضايت به آن بنمايد، بلكه ظاهر آن است كه انجام دادن آنچه كه به او وكالت داده شده، بعد از ايجاب، در قبول، كفايت مىكند؛ بلكه اقوى آن است كه وكالت به معاطات واقع مىشود، به اينكه كالايى را براى فروش به او بدهد و او به خاطر آن، آن را تحويل بگيرد. بلكه بعيد نيست كه به نوشتن از طرف موكّل و رضايت به آنچه در آن هست از طرف وكيل تحقق پيدا كند اگر چه وصول آن نوشته مدتى تأخير بيفتد؛ پس موالات بين ايجاب و قبول آن معتبر نيست. و خلاصه، امر در وكالت توسعه دارد به حدّى كه در غير وكالت نيست، حتى اينكه اگر وكيل به طور استفهام بگويد: «آيا من وكيل تو هستم در فروش خانهات؟» پس جواب بگويد: «بلى» صحيح است اگر چه مثل آن را در ساير عقود كافى ندانيم.
(٣)
مسأله ١- احتياطا در وكالت تنجيز شرط است
يعنى معلق نكردن اصل وكالت بر چيزى، مانند قول او مثلا: «اگر زيد آمد يا اگر هلال اول ماه ديده شد تو را در اين كار ... وكيل مىنمايم».
ولى معلق كردن متعلق وكالت اشكالى ندارد. مانند قول او: «تو وكيل منى در اينكه خانهام را در صورتى كه زيد بيايد بفروشى» يا «وكالت دادم به تو در خريدن فلان چيز در وقت فلان موقع».