ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٥٩ - مسأله ٥ - اگر جهت عذر شرعى يا عقلى از حيض يا احرام يا اعتكاف واجب يا مرض يا غير اينها نتواند خود را تمكين شوهر نمايد نفقهاش ساقط نمىشود
پس در اينكه امر چنين است يا حضانت مال وصى است سپس مربوط به خويشان مىشود دو وجه است كه احتياط به مصالحه و تسالم، ترك نشود.
(١)
مسأله ١٨- فرزندى كه بالغ رشيد شود، حضانتش تمام مىشود
، پس اگر بالغ رشيد گردد هيچ كس حتى پدر و مادر حق حضانتى بر او ندارند بلكه او مالك نفس خودش است- مرد باشد يا زن-.
(٢)
نفقهها
(٣) نفقه فقط با يكى از سببهاى سهگانه واجب مىشود: زوجيت و قرابت و ملك.
[نفقه به سبب زوجيت]
(٤)
مسأله ١- وقتى نفقه زن بر شوهر واجب است كه زن دائمى باشد
، پس زن منقطعه نفقه ندارد و بايد از شوهر اطاعت كند در آن چيزى كه اطاعتش از شوهر واجب است؛ پس زن ناشزه نفقه ندارد و بين زن مسلمان و زن ذميّه فرقى نيست.
(٥)
مسأله ٢- اگر ناشزه شود سپس به اطاعت شوهر برگردد مستحق نفقه نمىباشد تا آنكه اطاعتش را اظهار نمايد
و شوهر آن را بداند و زمانى بگذرد كه رسيدن به آن ممكن باشد.
(٦)
مسأله ٣- اگر زن مرتد شود نفقه ساقط مىشود
و اگر در عده برگردد نفقه برمىگردد.
(٧)
مسأله ٤- ظاهر آن است كه زوجه صغيرهاى كه قابل تمتع بردن شوهرش از او نيست نفقه ندارد
، خصوصا اگر كوچك باشد به طورى كه قابل تلذذ نباشد.
و همچنين است زوجه بزرگى كه شوهرش كوچك باشد كه نتواند از او تمتع نمايد. ولى اگر زوجه و زوج نزديك بلوغشان باشند يا زوج كبير باشد، يا زوج نزديك بلوغ و زوجه كبيره باشد بعيد نيست كه مستحق نفقه باشد، البته با تمكين خودش به او به هر چه كه تلذذ و بهره بردن از او ممكن است.
(٨)
مسأله ٥- اگر جهت عذر شرعى يا عقلى از حيض يا احرام يا اعتكاف واجب يا مرض يا غير اينها نتواند خود را تمكين شوهر نمايد نفقهاش ساقط نمىشود.
و همچنين اگر زن به اذن شوهر مسافرت نمايد ساقط نمىشود چه در واجب باشد يا مستحب يا مباح. و همچنين اگر در واجب مضيّقى مانند حج واجب، بدون اذن او بلكه با منع و نهى او هم سفر كند نفقهاش ساقط نمىشود. به خلاف آنكه بدون اذن او در مستحب يا مباح سفر نمايد پس نفقهاش ساقط مىشود. بلكه امر همچنين است اگر از خانهاش بدون اذن او و لو براى غير مسافرت تا چه رسد به