ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٢٥ - مسأله ١١ - با توصيف زن نزد زوج براى تزويج به اينكه سالم است، تدليس محقق مىشود
مرافعه را به حاكم شرع ببرد تا آنكه خودش را خلاص كند، از وقت مرافعه، به زن يك سال مهلت مىدهد، پس اگر با آن زن يا با غير او در اثناى اين مدت، نزديكى كرد، خيارى ندارد.
وگرنه زن حق فسخ فورى دارد و فوريت آن عرفى است؛ پس اگر مبادرت نجويد چنانچه به جهت جهل زن به خيار يا فوريت آن باشد، ضررى نمىرساند- كما اينكه گذشت- وگرنه خيار آن ساقط مىشود. و همچنين است اگر راضى باشد كه با او زندگى كند سپس بعد از آن مطالبه فسخ نمايد، چنين حقى ندارد.
(١)
مسأله ٧- فسخ نمودن به جهت عيب، طلاق نيست چه از زوج واقع شود و چه از زوجه
؛ پس احكام آن را ندارد مگر نصف نمودن مهر در فسخى كه به خاطر عنن مىباشد- كما اينكه مىآيد- و در آن شروط طلاق معتبر نمىباشد پس، از سه طلاق محرّمهاى كه محتاج به محلل است نمىباشد. و خالى بودن از حيض و نفاس و حضور دو عادل در آن (نيز) معتبر نمىباشد.
(٢)
مسأله ٨- به خاطر عيبى كه در زن است براى مرد جايز است كه بدون اذن حاكم فسخ نمايد.
و همچنين زن مىتواند به عيب مرد، آن را فسخ نمايد، البته با ثبوت عنن، احتياج به حاكم مىباشد ليكن از جهت اينكه ضرب الأجل معين شود- چون از وظايف حاكم است- نه از جهت نفوذ فسخ او، پس بعد از آنكه ضرب الاجل نمود زن مىتواند در انقضاى آن مدت و ممكن نشدن وطى در آن مدت بدون مراجعه به حاكم، به تنهايى آن را فسخ نمايد.
(٣)
مسأله ٩- اگر مرد با يكى از عيوب زن، آن را فسخ نمايد پس اگر قبل از دخول باشد مهرى براى زن نيست
و اگر بعد از دخول باشد مهر مسمّى بر او مستقر مىشود و همچنين است حال در موردى كه زن به وسيله عيب مرد، آن را فسخ كند پس تمام مهر را در صورتى كه بعد از دخول باشد مستحق مىباشد و اگر قبل از دخول باشد چيزى را استحقاق ندارد مگر در عنن پس نصف مهر مسمّى را بر او استحقاق دارد.
(٤)
مسأله ١٠- اگر زن خود را براى مرد در يكى از عيوبش كه موجب خيار است تدليس نمايد
و بعد از دخول برايش آشكار شود چنانچه اختيار كند كه باقى بماند بايد تمام مهر را بدهد و اگر فسخ را اختيار كند مستحق مهر نمىباشد. و اگر آن را به زن داده برمىگرداند. و اگر تدليسكننده غير زوجه باشد، پس مهر مسمى اگر چه بر زوج به وسيله دخول، استقرار پيدا مىكند و زوجه استحقاق آن را دارد ولى بعد از آنكه آن را به زن داد به تدليسكننده رجوع مىكند و از او مىگيرد.
(٥)
مسأله ١١- با توصيف زن نزد زوج براى تزويج به اينكه سالم است، تدليس محقق مىشود
به طورى كه توصيف او سبب مغرور شدن و فريب خوردن او شود پس با اخبار او به آن- نه براى تزويج و (يا) نه براى زوج- تدليس تحقق پيدا نمىكند و ظاهر آن است كه با سكوت از عيب