ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٨٣ - مسأله ١٣ - اگر زنى پسر شخصى را به شير شوهرش شير دهد
است، اولى بر پدر رضاعيش و دومى بر پسر رضاعيش حرام است.
(١)
مسأله ١٠- در گذشته معلوم شد كه علاقه رضاعى تنها گاهى به يك رضاع حاصل مىشود
مانند علاقهاى كه بين شيرخوار و بين مرضعه و صاحب شير حاصل مىشود. و گاهى به دو رضاع پيدا مىگردد مانند علاقهاى كه بين شير خوار و بين پدر و مادر مرد و مرضعه رضاعى حاصل مىشود.
و گاهى به چند رضاع پيدا مىشود، پس اگر صاحب شير مثلا پدر رضاعى داشته باشد و اين پدر رضاعى هم پدر رضاعى داشته باشد و براى اين پدر آخرى هم، پدر رضاعى باشد و همچنين تا ده پدر مثلا، همه آنها اجداد رضاعى شيرخوار آخرى مىباشند و همه مرضعهها جدّههاى او مىشوند.
پس اگر زن باشد بر همه اجداد حرام است و اگر مرد باشد تمام جدهها بر او حرام مىباشند بلكه اگر جد رضاعى اعلى خواهر رضاعى داشته باشد بر شيرخوار آخرى حرام مىباشد؛ براى آنكه عمه رضاعى اعلاى او مىشود.
و اگر مرضعه دورتر كه جده علياى شيرخوار است، خواهر داشته باشد حرام مىشود چونكه خاله اعلاى رضاعى او حساب مىشود.
(٢)
مسأله ١١- در گذشته دانستى كه در پيدا شدن اخوت رضاعى بين شيرخوارها يكى بودن مرد شرط است
و مراعات اين شرط در عمو بودن و دايى بودن هم كه به رضاع پيدا مىشوند نتيجه مىدهد؛ زيرا عمو و عمه، برادر و خواهر پدر مىباشند، و دايى و خاله، برادر و خواهر مادر هستند.
پس اگر پدر تو با مادرت با صبيه زنى شير خورده باشند چنانچه مرد يكى باشد، آن صبيه عمه تو يا خاله رضاعى تو مىباشد به خلاف آنكه مرد يكى نباشد پس چونكه اخوت رضاعى بين پدر تو يا مادر تو با آن صبيه حاصل نشده عمّه يا خاله تو نمىشود، بنابراين بر تو حرام نمىباشد.
(٣)
مسأله ١٢- ازدواج پدر شيرخوار با اولاد صاحب شير كه با ولادت، بچههاى او مىباشند بلكه بنابر احوط با اولاد رضاعى او هم، جايز نيست.
و همچنين با اولاد نسبى مرضعه- نه رضاعى- جايز نيست و اما اولاد او «پدر شير خوار» كه از اين شير نخوردهاند ازدواج آنها با اولاد صاحب شير و با اولاد مرضعه كه برادر آنها را شير داده، جايز است اگر چه ترك احتياط، سزاوار نيست.
(٤)
مسأله ١٣- اگر زنى پسر شخصى را به شير شوهرش شير دهد
سپس دختر شخصى ديگر را از