ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٥٩ - مسأله ١٧ - مخفى نيست كه شأن همسايه شديد است و تشويق شرع اقدس بر رعايت آن با تأكيد است
ديگرى هم حق دارد كه قنات ديگرى در ملك خودش احداث كند اگر چه حدّى بين آنها نباشد.
(١)
مسأله ١٦- جماعتى از فقها ذكر كردهاند كه براى هر يك از دو مالك همسايه هم، جايز است كه در ملك خودش هر طور و هر جا كه بخواهد، تصرف نمايد
؛ اگر چه مستلزم ضرر بر همسايه باشد. ليكن اطلاق آن اشكال دارد و احوط آن است كه آنچه كه سبب پيدا شدن فساد در ملك همسايه شود، جايز نباشد، بلكه خالى از قرب نمىباشد؛ مگر آنكه در ترك آن حرج يا ضررى براى او باشد پس در چنين صورتى آن تصرف جايز است، و از موارد عدم جواز اينكه اگر چيزى را به شدت بكوبد به طورى كه موجب تكان خوردن ديوار همسايه شود و خللى در آن ايجاد كند يا آب را در ملك خودش حبس كند به طورى كه رطوبت آن در ديوار همسايه نفوذ كند يا اگر راه فاضلاب يا چاه مستراح در نزديكى چاه همسايه احداث كند كه موجب فساد آب آن شود بلكه و همچنين اگر چاهى را در نزديكى چاه او حفر نمايد كه موجب كم شدن آب چاه همسايه شود و اين به جهت جذب چاه دومى از آب چاه اولى باشد. و اما اگر از جهت اين باشد كه دومى عمق بيشترى دارد و در سمت مجراى آب قرار گرفته است كه آب از رگههاى زمين، قبل از آنكه به چاه اول برسد به اين چاه سرازير مىشود، ظاهرا مانعى ندارد و امتياز اين دو صورت به درك صاحبان حدس صائب از اهل خبره مىباشد. و همچنين بلند نمودن ساختمان اگر چه مانع آفتاب و مهتاب و هوا باشد مانعى ندارد. يا خانهاش را محل دباغى يا نانوايى مثلا قرار دهد، اگر چه همسايه از بو و دود آن در اذيت باشد- در صورتى كه به قصد اذيت دادن او نباشد-. و همچنين احداث سوراخى در ديوارش به خانه همسايه كه موجب اشراف به آن يا هواكش آن شود؛ زيرا آنچه كه حرام است، سر در آوردن به خانه همسايه مىباشد نه مجرد سوراخ كردن ديوار.
(٢)
مسأله ١٧- مخفى نيست كه شأن همسايه شديد است و تشويق شرع اقدس بر رعايت آن با تأكيد است
و اخبارى كه در وجوب خوددارى از اذيت همسايه و در تشويق به حسن همجوارى است زياد مىباشند كه احصا نمىشوند. پس از پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) است كه فرمود:
«جبرئيل مرتب مرا به همسايه سفارش مىكرد تا اينكه گمان كردم كه به زودى او را از ورثه قرار مىدهد»[١]. و در حديث ديگر است كه: «پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) به على (عليه السّلام) و سلمان و ابا ذر دستور داد- راوى مىگويد و ديگرى را فراموش كردم و گمان دارم كه مقداد بود- كه در مسجد به بالاترين صدا ندا كنند كسى كه همسايهاش از آزار او در امان نباشد، ايمان ندارد و آنها سه مرتبه ندا كردند»[٢]. و در كتاب كافى است كه از امام صادق كه از پدر بزرگوارش امام باقر (عليهما السّلام) نقل مىكند كه فرمود: «در كتاب على خواندم كه رسول خدا
[١] وسائل الشيعة، ج ٦، كتاب زكات،
[٢] وسائل الشيعة، ج ٨، كتاب حج.