ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٣ - مسأله ١ - در صحت حواله - علاوه بر آنچه گذشت - امورى شرط است
(١)
كتاب حواله و كفالت
(٢)
اما «حواله»
، پس حقيقتش اين است كه مديون آنچه را كه در ذمه دارد به ذمه ديگرى حواله دهد. و حواله به سه نفر متقوّم است: «محيل» (حواله دهنده) و او مديون است. و «محتال» و او طلبكار است. و محال عليه يعنى «كسى كه بر او حواله مىشود». و شرط است در اينها بلوغ و عقل و رشد و اختيار، و در محتال شرط است محجور نبودن به علّت ورشكستگى و همچنين محجور نبودن به سبب ورشكستگى شرط است در محيل، مگر در صورتى كه حواله بر كسى باشد كه بدهكار نيست كه محجور نبودن محيل معتبر نيست. و حواله عقدى است كه به ايجاب از محيل و قبول از محتال احتياج دارد و اما محال عليه، طرف عقد نمىباشد اگر چه قبول او را معتبر بدانيم. و كفايت مىكند در ايجاب، هر لفظى كه دلالت بر حواله كردن مذكور نمايد مثل «آنچه كه از دين در ذمهام است، بر فلانى حوالهات مىكنم» و آنچه كه اين معنى را فايده بدهد. و در قبول آنچه كه دلالت بر رضايت به آن نمايد كافى است. و در عقد حواله معتبر است آنچه كه در بقيّه عقدها معتبر مىباشد و از آن جمله منجز و غير معلق بودن است احتياطا.
(٣)
مسأله ١- در صحت حواله- علاوه بر آنچه گذشت- امورى شرط است.
از جمله آنها اين است كه مال حواله شده، در ذمه محيل ثابت باشد؛ پس در غير آن صحيح نيست اگر چه سببش وجود داشته باشد مانند مال جعاله قبل از عمل تا چه رسد كه سبب آن موجود نباشد مانند حواله به آنچه كه در آينده قرض مىكند. و از جمله آنها تعيين مال حواله شده است، به اين معنى كه ابهام و ترديد نداشته باشد و اما معلوم بودن مقدار يا جنس آن نزد محيل يا محتال، ظاهرا معتبر نيست؛ پس اگر نزد آنها مجهول باشد ولى در واقع معلوم باشد، اشكالى ندارد خصوصا با فرض اينكه رفع جهالت از آن ممكن است. و از جمله آن شروط رضايت محال عليه و قبول او است بنابر احتياط لازم در جايى كه ذمّه او مشغول باشد براى محيل به مثل آنچه كه بر او حواله كرده، و رضايت و