ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٠٧ - مسأله ٦ - قبلا دانستى كه نذر يا بر امرى معلق است يا نه، و اولى بر دو قسم است «نذر شكر» و«نذر زجر»
اشكال و اختلافى نيست و در انعقاد آخرى دو قول است كه اقواى آنها انعقاد آن است.
(١)
مسأله ٥- در متعلق نذر، مطلقا شرط است كه مقدور ناذر باشد
و اينكه اطاعت و عبادت خداى متعال باشد نماز يا روزه يا حج و مانند اينها از چيزهايى كه در صحت آن قربت معتبر است باشد. يا امرى باشد كه شرع آن را مستحب كرده باشد و تقرب به آن صحيح باشد مانند زيارت مؤمنين و تشييع جنازه و عيادت بيماران و غير اينها. پس در هر واجب يا مستحب و لو كفايى باشد در صورتى كه به فعل آن تعلق پيدا كند و در هر حرام يا مكروه در صورتى كه به ترك آن تعلق پيدا كند، منعقد مىشود.
و اما مباح كما اينكه اگر خوردن غذا يا ترك آن را نذر نمايد پس چنانچه معناى راجحى از آن را قصد نمايد كما اينكه از خوردن آن قصد نمايد قدرت بر عبادت پيدا كند يا به ترك آن منع نفس از شهوت را قصد نمايد بدون اشكال منعقد مىشود، كما اينكه در عدم انعقاد آن در جايى كه متعلق فعل يا ترك آن به سبب اقتران آن با بعضى از عوارض مرجوح شود و لو اينكه دنيوى باشد، اشكالى نيست. و اما اگر معناى راجحى را از آن قصد نكند و چيزى عارض نشود كه موجب رجحان يا مرجوحيت آن باشد، ظاهرا منعقد نمىشود، ليكن ترك احتياط در آن، سزاوار نيست.
(٢)
مسأله ٦- قبلا دانستى كه نذر يا بر امرى معلق است يا نه، و اولى بر دو قسم است: «نذر شكر» و «نذر زجر»
پس بايد معلوم شود كه معلق عليه در نذر شكر يا از فعل ناذر است يا از فعل غير اوست يا از فعل خداى متعال است. و در همه بايد امرى باشد كه صلاحيت اين باشد كه بر آن شكر شود تا منذور، مجازات آن واقع شود، پس اگر از فعل ناذر باشد پس بايد اطاعت خداى متعال باشد: از فعل واجب يا مستحب يا ترك حرام يا مكروه، پس ملتزم به منذور مىشود از جهت شكر خداى تعالى در جايى كه او را بر آن موفق نموده است. پس اگر نذر به جهت شكر را بر ترك واجب يا مستحب يا فعل حرام يا مكروه، معلق نمايد منعقد نمىشود. و اگر از فعل غير او باشد بايد براى ناذر در آن منفعت دينى يا دنيوى باشد كه براى شكر بر آن شرعا يا عرفا، صلاحيت داشته باشد. و در عكس آن، منعقد نمىشود مثل اينكه بگويد: «اگر منكرات بين مردم، شايع شد پس براى خدا بر من است چنين ...». و اگر از فعل خداى متعال باشد لازم است امرى باشد كه تمنى آن جايز باشد و طلب آن از خداى متعال خوب باشد مانند شفاى مريض يا هلاكت دشمن دينى يا امنيّت بلاد و مانند اينها. پس در عكس آن منعقد نمىشود.
كما اينكه اگر بگويد: «اگر خداوند اين مؤمن صالح را هلاك كند- يا بگويد- اگر قحطى در بلاد واقع شود پس چنين ...». و اما نذر زجر بايد شرط و معلق عليه- فعل يا ترك- در اختيار ناذر