ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٧٧ - مسأله ٦ - شرايطى را كه ما ذكر كرديم شروط شير دادنى است كه حرمت مىآورد
(١)
مسأله ٤- در تقدير به زمان، معتبر است كه غذاى بچه در آن يك روز و شب منحصر به شير باشد
و آشاميدن آب جهت عطش، و آنچه كه جهت دوا مىخورد يا مىآشامد، در صورتى كه از حد متعارف خارج نشود ضررى نمىرساند.
ظاهر آن است كه در تقدير به زمان اگر در اثناى شب يا اثناى روز شروع به شير خوردن نمايد تلفيق آن كفايت مىكند.
(٢)
مسأله ٥- در تقدير به عدد امورى معتبر است:
از آن جمله است- مرتبه كامل شير خوردن، به اينكه بچه سير شود و خود به خود پستان را رها كند؛ و مرتبه ناقص شير خوردن حساب نمىشود.
و مرتبههاى ناقص بعضى با بعضى ضميمه نمىشوند، به اينكه دو مرتبه ناقص يا سه مرتبه ناقص، مثلا يك مرتبه حساب شود.
ولى اگر بچه پستان را بگيرد و سپس دست از آن بردارد ولى نه به قصد اعراض، بلكه به خاطر نفس كشيدن يا توجه به اسباب بازى يا از پستانى به پستان ديگر منتقل شدن يا غير اينها، تمام اينها يك شير خوردن حساب مىشود.
(٣) و از آن جمله است: اينكه مرتبههاى خوردن شير پىدرپى باشد، به اينكه بين آنها شير دادن زن ديگرى- بنابر اقوى رضاع كامل و بنابر احوط مطلق- فاصله نيفتد. البته اگر جدا كم باشد ضرر نمىرساند و در پىدرپى بودن آن فاصله افتادن غير رضاع از خوردن و آشاميدنى اگر چه به آن تغذيه مىنمايد ضرر ندارد.
(٤) و از آن جمله است: اينكه عدد كامل از يك زن باشد، پس اگر بعضى از مرتبهها را از زنى بخورد و آنها را از زن ديگرى كامل نمايد حرام نمىشود اگر چه هر دو زن از يك شوهر باشند پس نه يكى از زنهاى شيرده مادر شيرخوار مىشود و نه مرد، پدرش.
(٥) و از آن جمله است: اينكه از يك مرد باشد، به اينكه عدد كامل از شير يك مرد باشد و يكى بودن زن شيرده كفايت نمىكند؛ پس اگر زنى از شير مردى هشت مرتبه كامل شير بدهد سپس آن مرد او را طلاق دهد و با مرد ديگرى ازدواج نمايد و از او حامله شود و پس از آن همان بچه را از شير مرد دومى شير بدهد و عدد را كامل كند و بدون آنكه شير دادن زن ديگرى در بين آن فاصله بيندازد، به اينكه در اين مدت فاصله، از خوردنى و آشاميدنى ديگر تغذيه نمايد حرمت پيدا نمىشود.
(٦)
مسأله ٦- شرايطى را كه ما ذكر كرديم شروط شير دادنى است كه حرمت مىآورد
، پس اگر بعضى از آنها منتفى باشد اثرى ندارد و اصلا حرمتى نمىآورد؛ حتى بين مرد و بچه شير خوار و همچنين بين شيرخوار و شيرده، تا چه رسد به اصول و فروع و حواشى آنها. و در شير دادن علاوه