ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٢٣ - مسأله ٣ - خلع، از ايقاعات است ليكن در نياز به دو طرف، و دو انشا شبيه عقود است
(١)
كتاب خلع و مبارات
(٢)
مسأله ١- «خلع»، طلاق است به فديه دادن زنى كه از شوهرش كراهت دارد
؛ پس خلع يك قسم از طلاق است و جميع شرايط گذشته طلاق در آن معتبر است. و علاوه بر آنها فقط كراهت زوجه از شوهر در آن معتبر مىباشد، پس اگر كراهت از دو طرف باشد طلاق «مبارات» است و اگر فقط از طرف شوهر باشد نه خلع است و نه مبارات.
(٣)
مسأله ٢- ظاهر آن است كه خلع با هر يك از دو لفظ خلع و طلاق- هر كدام آنها از ديگرى مجرّد باشد يا منضم- واقع مىشود
پس بعد از آنكه زوجه بذل فديه را انشا كرد تا زوج او را خلع نمايد جايز است كه بگويد: «خلعتك على كذا» يا «انت مختلعة على كذا» و به آن اكتفا مىشود. يا پشت سر آن قولش «فانت طالق على كذا» را مىآورد. يا مىگويد: «انت طالق على كذا» و به آن اكتفا مىشود يا پشت سر آن گفتهاش: «فانت مختلعة على كذا» را مىآورد، ليكن ترك احتياط به جمع بين آنها سزاوار نيست بلكه ترك نشود.
(٤)
مسأله ٣- خلع، از ايقاعات است ليكن در نياز به دو طرف، و دو انشا [شبيه عقود است]
- بذل چيزى از طرف زوجه تا زوج او را طلاق دهد و انشاى طلاق از طرف زوج در مقابل آنچه كه زن بذل نموده- شبيه عقود مىباشد. و اين بر دو قسم است: اوّل- اين است كه بذل از طرف زوجه مقدم شود تا اينكه زوج طلاقش دهد پس او را بر آنچه كه بذل نموده، طلاق مىدهد. دوّم- اينكه مرد ابتداء به طلاق نمايد در حالى كه صريحا عوض را ذكر نمايد و زوجه بعد از آن، آن را قبول كند. و ترك احتياط به واقع ساختن آن به شكل اول، سزاوار نيست.