ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٥٩٩ - مسأله ١٢ - مقصود از قروء، طهرها است و در طهر اول مسماى آن - و لو كم باشد - كفايت مىكند
شبهه كه با وضع حمل منقضى مىشود و يك عدّه براى طلاق كه آن را بعد از آن از نو مىگيرد و مدت آن بعد از انقضاى نفاس او است در صورتى كه به وضع حمل متصل شود و اگر خون نفاس تأخير بيفتد نقائى كه بين وضع حمل و خون واقع مىشود يك قرء از عدّه دوم حساب مىشود و لو اينكه يك لحظه باشد.
(١)
مسأله ٩- اگر مطلقه حامله، ادعا كند كه وضع حمل نموده پس عدهاش منقضى شده است و شوهر انكار كند
؛ يا بر عكس باشد، پس شوهر ادعا كند كه زن وضع حمل نموده و عده گذشته است و زن انكار كند يا ادعاى حمل نمايد و شوهر انكار كند يا زن ادعاى حمل و وضع با هم بنمايد و شوهر هر دو را منكر شود قول زن با قسمش نسبت به بقاى عده و خروج از آن قبول مىشود، نه نسبت به آثار حمل غير از آنچه كه ذكر شد بنابر ظاهر.
(٢)
مسأله ١٠- اگر زوجين بر طلاق و وضع حمل اتفاق كنند ولى در جلو و عقبى آنها اختلاف نمايند
پس شوهر بگويد «بعد از طلاق وضع حمل كردى پس عدهات تمام شد» و زن بگويد «قبل از طلاق وضع حمل نمودم و من فعلا در عده هستم» يا بر عكس باشد بعيد نيست كه قول زن در بقاى عده و خروج از آن مطلقا قبول شود. و بين اينكه بر زمان يكى از آنها اتفاق نكنند يا بر آن اتفاق نمايند، فرقى نيست.
(٣)
مسأله ١١- اگر زن غير حامله را طلاق دهد يا ازدواج او بهم بخورد پس اگر در حيض مستقيم باشد، به اينكه در هر ماهى يك مرتبه حيض مىبيند، عدهاش سه قرء مىباشد.
و همچنين است اگر در هر ماهى بيشتر از يك مرتبه حيض مىبيند يا در هر دو ماه يك مرتبه خون مىبيند.
و خلاصه طهرى كه بين دو حيض فاصله مىافتد كمتر از سه ماه است، و اگر حيض نمىبيند و او در سن زنى است كه حيض مىبيند يا براى آنكه به حدى نرسيده كه غالب زنها در آن حد حيض مىبينند و يا به خاطر آنكه جهت مرض يا حمل يا شير دادن، قطع شده است عدهاش سه ماه است. و كسى كه حيض مىبيند؛ ليكن طهرى كه بين دو حيض او فاصله مىافتد سه ماه يا بيشتر است ملحق به آن است.
(٤)
مسأله ١٢- مقصود از قروء، طهرها است و در طهر اول مسمّاى آن- و لو كم باشد- كفايت مىكند
؛ پس اگر او را طلاق دهد و حال آنكه يك لحظه از آن باقى مانده است، يك طهر حساب مىشود پس اگر دو طهر كامل ديگر ببيند كه يك حيض بين آنها واقع مىشود، عده منقضى شده است پس انقضاى آن به ديدن خون سوم است. ولى اگر آخر صيغه طلاق به اول زمان حيض متصل شود، طلاق صحيح است ليكن در انقضاى عده بايد طهرهاى كاملى باشد؛ پس عدّه با ديدن خون چهارم منقضى مىشود. همه اينها در زن حرّه است.