ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٠٧ - مسأله ٢٣ - اگر دو نفر يك لقطه را بيابند، پس اگر كمتر از يك درهم باشد براى آنها در همان حال جايز است كه آن را بدون تعريف، تملك نمايند
بگيرد تا آن را معرفى نمايد. و اگر آن را در صحراها و بيابانها و جادهها و امثال اينها پيدا كند بايد به كسى كه در آنجاها وجود دارد، معرفى كند، حتى اگر قافلهاى از آنجا گذشته است بايد پشت سرشان برود تا براى آنها تعريف كند. پس اگر مالك را در آنها پيدا نكرد معرفى آن را در غير آن از بلاد هر شهرى كه بخواهد- از شهرهايى كه احتمال مىدهد صاحب آن در آنجا باشد- تمام نمايد. و سزاوار است كه در نزديكترين شهر به آن باشد و در صورت امكان الاقرب فالأقرب باشد.
(١)
مسأله ٢١- كيفيّت تعريف اين است كه منادى بگويد: چه كسى طلا يا نقره يا لباسش گم شده است؟
و آنچه كه شبيه آن مىباشد از الفاظ به لغتى كه اكثرا آن را مىفهمند، و جايز است كه بگويد: چه كسى از او چيزى يا مالى گم شده است؟ بلكه چه بسا گفته شده: اين طورى احوط و اولى است؛ پس اگر كسى ادعا كند كه از او گم شده است بايد خصوصيات و صفات و علامات آن را از ظرفيت و نخ و صنعت از او بپرسد و از امورى كه اطلاع داشتن غير مالك بر آن بعيد است از عدد و زمان و مكان گم شدن و غير آن را بپرسد. پس اگر صفات و خصوصياتى را كه ذكر كرده با خصوصياتى كه در آن مال وجود دارد، موافقت كند، تعريف آن تمام است و جهل او به بعضى از خصوصياتى كه مالك غالبا اطلاع و توجه به آنها ندارد مگر خيلى كم، ضرر نمىرساند. آيا نمىبينى كتابى را انسان مالكش است و آن را مدت طولانى قرائت و مطالعه مىكند، ولى غالبا عدد اوراق و صفحات آن را نمىداند، پس اگر مثل اين را نداند ليكن صفات و علامات ديگرى كه بر مالك مخفى نيست از او توصيف نمايد در تعريف و توصيف آن كفايت مىكند.
(٢)
مسأله ٢٢- اگر لقطه قابل تعريف نباشد، به اينكه داراى علامت و خصوصيات ممتازى از غير آن نباشد
تا مدّعى آن، آن را به آنها توصيف نمايد و ملتقط آنها را از مدعى سؤال كند مانند يك دينار از دينارهاى متعارف كه در كيسه نباشد و پاره شده و شكسته نباشد، تعريف آن ساقط است.
و در اين صورت آيا بين امور سهگانه گذشته بدون تعريف، مخير است يا با آن معامله مجهول المالك مىشود پس تصدق به آن متعيّن مىشود؟ دو وجه است كه احوط آنها دومى است.
(٣)
مسأله ٢٣- اگر دو نفر يك لقطه را بيابند، پس اگر كمتر از يك درهم باشد براى آنها در همان حال جايز است كه آن را بدون تعريف، تملك نمايند
و بين آنها مساوى مىباشد. و اگر به مقدار درهم و بيشتر باشد بر آنها واجب است كه آن را تعريف نمايند اگر چه حصّه هر كدام از آنها كمتر از درهم باشد. و جايز است كه هر دو يا يكى از آنها متصدى تعريف آن بشوند يا سال