ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٦٩ - مشتركات
- در صورتى كه داراى گودى و تپههايى است كه مانع قابليت آن براى زراعت باشد. و معتبر است كه آب آن مرتب شود يا به جدا نمودن راه آبى از نهر، يا كندن قنات براى آن يا حفر چاه؛ و به وسيله اينها احياى آن كامل مىشود و محيى مالك آن مىگردد. و در احياى آن شخم زدن معتبر نيست تا چه رسد به زراعت آن. و اگر زمين از آن زمينهايى باشد كه در زراعتش احتياجى به ترتيب آب نداشته باشد، به علت اينكه آب آسمان كفايتش مىكند، انجام دادن امور ديگر غير از ترتيب آب، در احياى آن كفايت مىكند. و اگر ذاتا آماده براى زراعت باشد، به اينكه مانعى از آنچه كه ذكر شد براى زراعت نداشته باشد و فقط به آبيارى احتياج داشته باشد، مرز درست كردن با خاك دور آن، با راه انداختن آب به آن در احيايش كفايت مىكند. و اگر به آب دادن آن هم از جهت اينكه آب آسمان كفايتش مىكند احتياجى نداشته باشد مانند بعضى از زمينهاى هموار و تپههايى كه در زراعتشان به علاج نيازى نيست و قابل زراعت مىباشند به اينكه كشت ديمى مىشود، ظاهر آن است كه احياى مفيد ملكيت آن اين است كه دور آن را مرز بكشد و آن را شخم زده و زراعت نمايد، بلكه بعيد نيست كه شخم زدن در تملك آن كافى باشد. و امّا كافى بودن مرز، بدون شخم زدن و زراعت، داراى اشكال است. البته مرز بستن- بدون اشكال- تحجير مىباشد كه مفيد اولويت است.
(١)
مسأله ٣- آنچه كه در احياى زراعت معتبر است، در احياى باغ هم معتبر مىباشد
با زيادى كاشتن نخيل يا درختهايى كه قابل نموّ مىباشند و ديوار كشيدن دور آن، حتّى در بلادى كه عادت آنها كشيدن ديوار بر آن است بنابر اقوى معتبر نمىباشد. بلكه ظاهر آن است كه آب دادن هم معتبر نباشد؛ پس مجرد كاشتن درختهايى كه قابل رشد مىباشند در احياى آن كفايت مىكند.
(٢)
مسأله ٤- احياى چاه در زمين موات به كندن آن تا اينكه به آب برسد، حاصل مىشود.
پس با اين كار مالك آن مىگردد. و قبل از آن تحجير است- نه احيا-. و احياى قنات به اين است كه چاهها را بكند تا آنكه آب آن بر زمين جارى شود. و احياى نهر به كندن و رساندن آن به آب مباح مانند شط و مثل آن مىباشد، به طورى كه فاصله بين آنها كم باشد مانند مرز و سيل بند كوچك و با اين (كار) احياى نهر كامل مىشود و حفر كننده آن مالكش مىگردد و جريان آب بالفعل در آن معتبر نمىباشد اگر چه آن، در تملك آبها معتبر مىباشد.
(٣)
مشتركات
(٤) و آنها راهها و خيابانها و مسجدها و مدرسهها و خانها و آبها و معدنها هستند.