ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٦١ - مسأله ١٩ - تحجير حتما علاوه بر دلالتش بر اصل احيا، بايد بر مقدارى كه احيايش را اراده نموده دلالت نمايد
(صلّى اللّه عليه و آله) بين مهاجرين و انصار و كسانى كه به آنها ملحق شدند از اهل يثرب، نوشت كه همسايه مانند خود است در صورتى كه ضرر رسان و بد رسان نباشد و احترام همسايه بر همسايه مانند حرمت مادر او است»[١]. (١) و شيخ صدوق به اسناد خود از امام صادق (عليه السّلام) و او از امير المؤمنين (عليه السّلام) و او از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) نقل كرده كه فرموده:
«كسى كه همسايهاش را اذيت كند خداوند بر او بوى بهشت را حرام مىكند و جايگاهش جهنم است و بد جايى است. و كسى كه حق همسايهاش را ضايع كند از ما نمىباشد»[٢]. و از امام رضا (عليه السّلام) است كه: «از ما نيست كسى كه همسايهاش از آزار او در امان نباشد»[٣]. و از امام صادق (عليه السّلام) است كه فرمود- و حال آنكه خانه پر از اهلش بود-:
«بدانيد كه از ما نيست كسى كه حسن همجوارى با همسايه نداشته باشد»[٤]. و از امام صادق (عليه السّلام) است كه فرمود پيغمبر (صلّى اللّه عليه و آله) فرموده: «حسن همجوارى خانهها را آباد مىكند و عمرها را به تأخير مىاندازد»[٥]. پس بر هر كسى كه ايمان به خدا و پيغمبر خدا و روز آخرت دارد واجب است كه از هر چه كه همسايه را اذيت مىكند اجتناب كند اگر چه چيزى نباشد كه موجب فساد يا ضرر در ملك او شود؛ مگر آنكه در ترك آن، ضرر فاحشى براى خودش باشد. و شكى نيست كه مانند سوراخ ديوار كه موجب اشراف بر خانه همسايه است، اذيت به همسايه است و چه اذيّتى؟! و همچنين است احداث آنچه كه از بو يا دود يا صداى آن اذيت مىشود. يا احداث چيزى كه از رسيدن هوا به او يا از تابيدن آفتاب بر او و غير اينها جلوگيرى مىنمايد.
(٢)
مسأله ١٨- در تملك به احيا شرط است كه شخصى به وسيله تحجير بر آن سبقت نگرفته باشد
؛ زيرا تحجير براى تحجيركننده مفيد اولويت است. پس او نسبت به احيا و تملك مورد تحجير، از غير خودش اولى مىباشد؛ بنابراين، حق جلوگيرى دارد. و اگر بر تحجيركننده زور بگويد و آن را احيا كند مالك آن نمىشود. و منظور از «تحجير» اين است كه آنچه دلالت بر اراده احيا نمايد احداث كند مانند قرار دادن سنگها يا جمع نمودن خاك يا كندن پايه يا فرو بردن تخته، يا نى يا مانند اينها در اطراف و جوانب آن، يا شروع كند در احياى آنچه را كه احياى آن را اراده نموده است، كما اينكه چاهى از چاههاى قنات مندرس را كه احياى آن را اراده نموده است؛ حفر كند زيرا كندن آن نسبت به بقيّه چاهها تحجير مىباشد. بلكه و نسبت به زمينهاى مواتى كه بعد از جريان از آب قنات آبيارى مىشوند؛ پس كسى حق احياى آن قنات و احياى آن زمينها را ندارد. و همچنين است اگر بخواهد نيزارى را كه در آن آب و نى مىباشد احيا كند پس فقط شروع بقطع آب آن نمايد تحجير آن مىباشد و كسى حق ندارد كه به قطع نى آن، آن را احيا كند.
(٣)
مسأله ١٩- تحجير حتما علاوه بر دلالتش بر اصل احيا، بايد بر مقدارى كه احيايش را اراده [نموده دلالت نمايد]
[١] و( ٢) و( ٣) و( ٤) و( ٥) وسائل الشيعة، ج ٨، كتاب حج،
[٢] و( ٢) و( ٣) و( ٤) و( ٥) وسائل الشيعة، ج ٨، كتاب حج،
[٣] و( ٢) و( ٣) و( ٤) و( ٥) وسائل الشيعة، ج ٨، كتاب حج،
[٤] و( ٢) و( ٣) و( ٤) و( ٥) وسائل الشيعة، ج ٨، كتاب حج،
[٥] و( ٢) و( ٣) و( ٤) و( ٥) وسائل الشيعة، ج ٨، كتاب حج،