ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٠٣ - مسأله ١ - چيز غصب شده يا عين است با منفعت، از يك مالك يا چند مالك و يا عين است بدون منفعت و يا تنها منفعت است
(١)
كتاب غصب
(٢) «غصب»، استيلاى عدوانى است بر مال يا حق ديگرى. و تحقيقا عقل و نقل- از كتاب و سنت و اجماع- بر حرام بودن غصب، تطابق دارد. و غصب از فاحشترين ظلمى است كه عقل مستقلا آن را قبيح مىداند و در حديث نبوى است كه: «كسى كه يك وجب از زمين را غصب نمايد خداوند در روز قيامت از هفت زمين، آن را طوق گردنش قرار مىدهد». و در حديث نبوى ديگر است كه: «كسى كه يك وجب زمين بر همسايهاش خيانت كند خداوند آن را از حدود زمين هفتم طوق گردنش قرار مىدهد تا آنكه روز قيامت با همان حالت خدا را ملاقات كند مگر آنكه توبه كند و برگردد». و در حديث ديگر است كه: «كسى كه زمينى را بدون حقى بگيرد مكلّف مىشود كه خاك آن را به محشر حمل نمايد». و از كلام امير المؤمنين (عليه السّلام) است كه: «سنگ غصبى در خانه، گرو خرابى آن مىباشد».
(٣)
مسأله ١- چيز غصب شده يا عين است با منفعت، از يك مالك يا چند مالك. و يا عين است بدون منفعت. و يا تنها منفعت است.
و يا حق مالى است كه متعلق به عين است. پس اولى مانند غضب خانه از مالك آن و مانند غضب عين استيجارى از موجر و مستأجر آن. و دوّمى كما اينكه مستأجر عين استيجارى را از مالك آن در مدت اجاره، غصب نمايد. و سوّمى كما اينكه مؤجر، عين استيجارى را بگيرد و از دست مستأجر در بياورد و در مدّت اجاره، بر منفعت آن مستولى شود. و چهارمى كما اينكه بر زمين تحجير شده يا عين مرهونهاى نسبت به مرتهن كه در آن داراى حق رهانت است استيلاء پيدا كند. و از اين قبيل است غصب مساجد و مدارس و