ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٨٥ - مسأله ٣٥ - در كتاب طهارت گذشت كه چيزى كه از ميته داراى روح نيست حتى شير و تخم در صورتى كه پوست محكم بالاى آن پوشيده شده باشد و شيردان، پاك است
(١)
مسأله ٢٩- احتياط آن است كه از هر آنچه از مذكورات، در پرندهها پيدا شود اجتناب شود
و اين احتياط، ترك نشود، كما اينكه در حرمت فضله و خون آنها اشكالى نيست.
(٢)
مسأله ٣٠- از ذبيحه غير از آنچه كه گذشت، خورده مىشود
، پس دل و كبد و شكمبه و رودهها و غضروف (نرمه استخوان) و عضلهها و غير اينها خورده مىشوند. البته هر دو قلوه و دو گوش دل و رگها مخصوصا شاه رگها مكروه مىباشند. و آيا پوست و استخوان آن- در صورت نداشتن ضرر- خورده مىشود يا نه؟ اولى اظهر و دومى احوط است. البته در پوست سر و پوست مرغ و پرندههاى ديگر، اشكالى نيست. و همچنين است در استخوان پرندههاى كوچك مانند گنجشك.
(٣)
مسأله ٣١- گوشتى كه خوردنش حلال است، خوردن آن به طور خام و پخته و بلكه سوخته، جايز است
، در صورتى كه موجب ضرر نباشد البته خوردن گوشت به طور تازه بدون آنكه با آفتاب و نه با آتش و نه به پاشيدن نمك بر آن تغيير كرده باشد و خشك كردن آن در سايه و به صورت خشك نمودن آن، مكروه است.
(٤)
مسأله ٣٢- در حلال بودن بول حيوانى كه گوشتش خورده مىشود، مانند گوسفند و گاو در صورت نبودن ضرورت و حلال نبودن آن، اختلاف دارند ولى حلال بودن آن اقوى است.
كما اينكه در حلال بودن بول شتر جهت استشفاء اشكالى نيست.
(٥)
مسأله ٣٣- فضله هر حيوانى و لو از حيوانى باشد كه خوردن آن حلال است، حرام مىباشد.
ولى فضلههاى كرمها كه به درون ميوهها و خربزهها و مانند آنها، چسبيده، ظاهرا حرام نمىباشد. و همچنين است آنچه كه در درون ماهى و ملخ مىباشد- در صورتى كه با آنها خورده شود-.
(٦)
مسأله ٣٤- خون حيوان داراى نفس (داراى خون جهنده) حتى خون علقه حرام مىباشد
غير از خونى كه بعد از ذبح، در ذبيحه باقى مىماند البته خون جمع شده در دل و كبد ذبيحه داراى اشكال است. و اما خون حيواناتى كه داراى خون جهنده نيست، چنانچه از چيزهايى باشد كه خوردن آن حرام است، مانند سوسمار و قورباغه بدون اشكال، حرام مىباشد و اگر چنانچه از چيزهايى باشد كه خوردنش حلال است مانند ماهى حلال، داراى خلاف است و ظاهرا اگر خوردن آن با ماهى باشد به اينكه ماهى با خونش خورده شود حلال است و امّا اگر به طور جداگانه خورده شود داراى اشكال است و احتياط آن است كه از خونى كه در تخم مىباشد اجتناب شود اگر چه پاك است.
(٧)
مسأله ٣٥- در كتاب طهارت گذشت كه چيزى كه از ميته داراى روح نيست حتى شير و تخم در صورتى كه پوست محكم بالاى آن پوشيده شده باشد و شيردان، پاك است
و اينها همان طورى كه پاك هستند حلال هم مىباشند.