ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٤٥ - مسأله ١٢ - حيوانى كه به سبب سگ و وسيله جمادى با شرايط آن، كشته و حلال مىشود هر حيوان ممتنع وحشى است
نفوذ كند پس از آنچه كه به وسيله گلولهاى كه چنين نيست، كشته شود بايد اجتناب شود اگر چه با قوتش آن را پاره و جرح نمايد. و اينكه در مسأله گذشته گفتيم كه مقتول گلوله حرام است، غير اين گلولهاى است كه به جهت تيزيش نفوذ مىكند و پاره مىكند.
(١)
مسأله ٩- در حلال بودن شكار به وسيله جمادى، يكى بودن شكارچى و يكى بودن وسيله، معتبر نيست
؛ پس اگر يك نفر تير بزند و ديگرى با سر نيزه طعن وارد نمايد و هر دو ذكر خدا نمايند و هر دو شكار را به قتل برسانند، حلال مىشود در صورتى كه شرايط در آنها جمع باشد.
بلكه اگر يكى سگش را به سوى شكار بفرستد و ديگرى آن را به تيرى بزند و به وسيله هر دو كشته شود حلال مىشود.
(٢)
مسأله ١٠- تمام آنچه كه در شكار به وسيله جاندار شرط است در شكار به وسيله جماد هم شرط مىباشد
پس شرط است كه شكارچى مسلمان باشد و در وقت به كار بردن وسيله، ذكر خدا كند و به جهت شكار، آن را بكار برد. پس اگر به سوى هدفى يا به سوى دشمن يا به سوى خوك تير بيندازد و به آهو بخورد و آن را به قتل برساند حلال نمىشود اگر چه به جهت يكى از اغراض، ذكر خدا را هم بنمايد. و همچنين است اگر از دستش در رود و به آن بخورد و آن را به قتل برساند. و اينكه به طور زنده در زمانى كه براى ذبح كافى باشد، به آن نرسد پس اگر به اين صورت به آن برسد، فقط به ذبح، حلال مىشود، و كلام در واجب بودن مسارعه و عدم آن همان است كه گذشت. و اينكه وسيله حلالكننده در قتل شكار، مستقل باشد؛ پس اگر در قتل آن، وسيله ديگرى با آن شريك شود، حلال نمىشود بنابراين، اگر بعد از خوردن تير به آن، از روى كوه بيفتد يا در آب بيفتد و مردن آن، به آنها مستند شود بلكه اگر چه معلوم نشود كه تير به طور مستقل آن را كشته باشد، حلال نمىشود. و همچنين است اگر دو نفر به آن تير بزنند و هر دو آن را بكشند و شرايط در يكى از آنها نباشد.
(٣)
مسأله ١١- در مباح شدن شكار، مباح بودن وسيله شرط نيست
؛ پس شكار به وسيله سگ يا تير كه غصبى باشند حلال است، اگر چه كار حرامى كردهاند و اجرت آن به عهده او است و شكارچى- نه صاحب وسيله- مالك شكار مىشود.
(٤)
مسأله ١٢- حيوانى كه به سبب سگ و وسيله جمادى با شرايط آن، كشته و حلال مىشود هر حيوان ممتنع وحشى است
از پرنده يا غير آن چه اصلا چنين است مانند كبوتر و آهو و گاو وحشى يا اهلى باشد سپس وحشى گردد يا عصيان نمايد مانند گاوى كه به شكل وحشى سر پيچى مىنمايد و مانند شترى كه اين چنين است. و همچنين است هر چهار پايى كه هجومكننده است مانند گاوميش وحشى و مانند آن؛ و خلاصه هر آنچه كه زير دست نيايد و غالبا قدرتى بر آن