ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٢٩ - مسأله ١٨ - منظور از«مسكين» كه مصرف كفاره است فقيرى است كه مستحق زكات مىباشد
نان، به طور جامد يا مايع خورده مىشود، گرچه سركه يا نمك يا پياز باشد و هر چه كه بهتر است، افضل مىباشد. و در تحويل دادن كفاره كفايت مىكند بذل نمودن هر چه كه طعام ناميده شود از خام و پختنى از گندم و جو و آرد و نان آنها و برنج و غير اينها. و احتياط گندم يا آرد آن است و خرما و كشمش در تحويل و سير كردن، مجزى مىباشند.
(١)
مسأله ١٤- تحويل دادن به مسكين، تمليك به او است
، پس آنچه را كه قبض كند مالك مىشود و هر چه را كه بخواهد در آن انجام مىدهد و بر او متعين نيست كه در خوردن مصرف نمايد.
(٢)
مسأله ١٥- اگر دادن كفاره به تحويل آن است، كوچك و بزرگ مساوى مىباشند
؛ پس به كوچك يك مد طعام داده مىشود مانند بزرگ، اگر چه در كوچك لازم است كه به ولى او تحويل داده شود. و همچنين است اگر به صورت سير كردن باشد در صورتى كه كوچكها با بزرگها مختلط باشند؛ پس اگر يك خانواده يا خانوادههايى كه داراى بزرگ و كوچك مىباشند، سير شوند در صورتى كه شصت نفر باشند، مجزى است. و اگر كوچكها جدا باشند لازم است كه هر دو نفرى يكى حساب شود؛ بلكه احتياط آن است كه اگر چه جدا هم نباشند هر دو كوچك يكى حساب شود. و ظاهر آن است كه در سير كردن آنها اذن ولى معتبر نمىباشد.
(٣)
مسأله ١٦- در جواز اعطاى بيشتر از يك مد به هر مسكين از كفارههاى متعدّد و لو با اختيار، اشكالى نيست
و فرقى بين سير كردن و تحويل دادن نيست؛ پس اگر تمام ماه رمضان را افطار كرده باشد برايش جايز است كه شصت نفر معين را در سى روز، سير نمايد يا سى مد طعام را به هر يك از آنها تحويل دهد اگر چه غير از آنها موجود باشند.
(٤)
مسأله ١٧- اگر عدد مقصود در شهر نباشد واجب است كه بغير آن شهر انتقال داده شود.
و اگر متعذر باشد بايد در انتظار باشد. و اگر بعضى از عدد را پيدا كند بايد بر كسى كه موجود است تكرار نمايد تا آن مقدار وفا شود و در تكرار، بر همه موجودها، اكتفا نمايد؛ پس اگر به ده نفر تمكن پيدا كند شش دفعه بر آنها تكرار مىشود و جايز نيست كه به پنج نفر آنها دوازده دفعه تكرار كند.
و احتياط آن است كه در وقت تعذر عدد، بر سير كردن- نه تحويل دادن- اكتفا نمايد و اينكه در روزهاى متعدّد باشد.
(٥)
مسأله ١٨- منظور از «مسكين» كه مصرف كفاره است فقيرى است كه مستحق زكات مىباشد
و او كسى است كه روزى سالش را بالفعل و بالقوه مالك نباشد. و در او اسلام بلكه احتياطا ايمان شرط است، اگر چه جواز دادن آن به مردم مستضعف كه ناصبى نباشند، خالى از