ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٠٧ - مسأله ٢٢ - برترى دادن بعضى از فرزندان بر بعضى ديگر، در عطيه، جايز است
(١)
مسأله ١٩- رجوع در هبه يا به قول است مثل اينكه بگويد: «رجوع كردم» و آنچه كه اين معنى را برساند. و يا به فعل است
، مانند برگرداندن عين و گرفتن آن از دست متّهب، و از اين قبيل است فروش بلكه و اجاره و رهن دادن آن در صورتى كه به قصد رجوع در هبه باشد.
(٢)
مسأله ٢٠- در رجوع اطلاع متّهب شرط نيست
؛ پس اگر بدون اطلاع او آن را انشاء نمايد صحيح است.
(٣)
مسأله ٢١- عطيّه براى ارحام مستحب است
، ارحامى كه خداى متعال مؤكدا به صله ايشان امر فرموده و از قطع ايشان نهى كرده است. از مولاى ما امام باقر (عليه السّلام) است كه فرموده: «در كتاب على است كه صاحب سه خصلت ابدا نمىميرد تا وبال و نتيجه بد آنها را ببيند: ظلم و قطع رحم و قسم دروغ كه با آن با خدا مبارزه مىكند. همانا ثواب صله رحم از ثواب همه طاعتها زودتر به صاحبش مىرسد. يك قبيله با اين كه فاسقند صله رحم مىكنند و اين باعث زيادى اموال و جمعيّتشان مىشود.
قسم دروغ و قطع رحم خانهها را از اهلش خالى مىكند و خويشاوندى را انتقال مىدهد و انتقال خويشاوندى بر اثر قطع نسل است»[١].
و بخشش به پدر و مادر اولى است، چون كه خداوند به نيكى به آن دو امر كرده است، از امام صادق عليه السّلام روايت است كه «مردى پيش پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) آمد و از حضرت درخواست توصيه نمود. حضرت فرمود: اصلا به خدا شرك مورز و اگر ترسيدى كه سوزانده شوى و عذاب گردى (و تقيّه به زبان شرك ورزيدى) قلبت به ايمان ثابت باشد. و پدر و مادرت را اطاعت كن و به آنان نيكى نما، زنده باشند يا مرده. و اگر پدر و مادرت به تو امر كردند كه از اهل و مالت دست بكشى اين كار را انجام بده، چون كه اين از ايمان است»[٢].
و مادر از همه اولى است، زيرا كه در نيكى و صله به مادر بيش از پدر تأكيد شده است. از امام صادق عليه السّلام روايت است كه «مردى پيش پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) آمد و عرض كرد يا رسول اللّه به چه كسى نيكى كنم؟ فرمود: مادرت. گفت بعد چه كسى؟ فرمود: مادرت.
گفت بعد چه كسى؟ فرمود: مادرت. گفت سپس چه كسى؟ فرمود: پدرت»[٣]. و روايت به اين مضامين زياد است به مظانش مراجعه شود.
(٤)
مسأله ٢٢- برترى دادن بعضى از فرزندان بر بعضى ديگر، در عطيّه، جايز است.
ولى كراهت دارد. و چه بسا حرام باشد اگر سبب برانگيخته شدن فتنه و دشمنى و بغض كه به فساد كشانده شود، باشد كما اينكه در جايى كه ايمن از فساد باشد و بعضى از آنان خصوصيتى داشته باشند كه موجب اولويت مراعات آن شود برترى دادن آن چه بسا ترجيح داشته باشد.
[١] و( ٢) و( ٣) وسائل الشيعة، ج ١٥، كتاب نكاح،
[٢] و( ٢) و( ٣) وسائل الشيعة، ج ١٥، كتاب نكاح،
[٣] و( ٢) و( ٣) وسائل الشيعة، ج ١٥، كتاب نكاح،