منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٢٦ - متن دوم
* و مسح بر روى كفش را حرام سازم[١].
* و هركه را نبيذ[٢] بياشامد حد زنم.
* و دستور دهم كه متعه حج و متعه زنان- هر دو- حلال است[٣].
* و امر كنم كه در نماز بر ميّت پنج تكبير بگويند[٤].
* و مردم را ملزم سازم كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را به جهر قرائت كنند[٥].
* كسانى را كه رسول خدا از مسجدش بيرون كرده و بعد از آن حضرت به آن درآمده، از مسجد بيرون كنم؛ و آنان را كه پيامبر به مسجدش درآورده و پس از آن حضرت اخراج شدهاند، به مسجد درآورم[٦].
* مردم را به حكم قرآن و طلاق بر اساس سنّت وادارم[٧].
[١] . عُمَر مسح بر كفش را اجازه داد؛ با اينكه حضرت على عليه السلام و ابن عبّاس و عايشه و ديگران در اين حكم با او مخالفت ورزيدند.
[٢] . نبيذ، شرابِ خرماست كه پس از پيامبر صلى الله عليه وآله آن را حلال دانستند( م).
[٣] . عُمَر هر دو متعه را حرام ساخت و اعلان كرد كه هركس مرتكب آنها شود او را مجازات مىكند( م).
[٤] . بر اساس روايتِ حُذَيْفَه و زيد بن ارْقَم و ديگران، پيامبر صلى الله عليه وآله بر جنازهها پنج بار تكبير مىگفت.
[٥] . با اينكه قرائت بسم الله با صداى بلند، توسط پيامبر صلى الله عليه وآله( در نماز) امرى قطعى است و احاديثِ معتبرى در اين زمينه هست، برخلاف اين سنّت پيامبر صلى الله عليه وآله پس از آن حضرت، حاكمان بر اخفاتِ آن پاى فشردند( م).
[٦] . احتمال مىرود اشاره به صحابهاى باشد كه با حاكمان به مخالفت برخاستند و با آنكه از مقرّبان پيامبر بودند از مسجد اخراج شدند؛ و از سوى ديگر كسانى چن حكم بن عاص را كه پيامبر صلى الله عليه وآله اخراج كرد، اجازه ورود دادند.
[٧] . در اين سخن، امام عليه السلام به اجتهاداتى نظر دارد كه بر خلافِ قرآن انجام شد؛ مانند سه طلاق در يك مجلس( و يا دو شاهد براى ازدواج، و اجراى طلاق بدون شاهد).