منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٠٨ - استمرار جريان اجتهادِ ابوبكر و عمر در دوران معاويه
ما از گرفتنِ جز همه آن ابا ورزيديم، او هم از اينكه همه آن را به ما دهد خوددارى كرد[١].
مثل اين سخن را عمر به ابن عبّاس گفت و او نيز مانند امام على عليه السلام پاسخ داد[٢].
بايد پرسيد: اگر خمس حقِّ مسلمانان است، چرا عثمان برداشت ديگرى مىكند و گاه به عبدالله بن ابى سرح و زمان ديگر به مروان بن حَكَم مىدهد[٣]؟!
اگر اين تأويل عثمان را مسلمانان نمىپذيرند، چرا بيشتر امامان اهلِ سنّت، امروز حقّى از خمس را براى ذوى القربى قرار نمىدهند[٤]؟
به نظر مىرسد واقعيت، جز آن چيزى است كه اذهان تندروان را در تقديس سَلَف، پر كردهاند؛ كسانى كه هرگونه گفتگو را حرام مىدانند و از وارسى مواضع و ديدگاهها مىترسند و بسا اين گونه مناقشات را بىدينى به شمار مىآورند.
[١] . الأُم ٤: ١٤٨؛ مسند شافعى ١: ٣٢٥؛ سنن بيهقى ٦: ٣٤٤، حديث ١٢٧٤٢.
[٢] . مسند احمد ١: ٣٢٠، حديث ٢٩٤٣؛ سنن نسائ-- ى ١٢٨ ٧، حديث ٤١٣٢؛ المعجم الكبير ٣٣٤ ١٠، حديث ١٠٨٢٩.
[٣] . تاريخ طبرى ٢: ٥٩٧؛ البداية والنهاية ٧: ١٥٢؛ الكامل ٢: ٤٨١.
[٤] . نگاه كنيد به: النصّ والاجتهاد: ٥٣.