منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٠٦ - خمس
پيامبرى را طُعمهاى دهد، اين طعمه براى جانشين اوست، پس اگر وى بىنياز باشد آن را به عنوان صله رحم، به خويشاوندانش مىبخشد[١].
اين، تناقضِ عجيب و تضاربِ آشكار است، به راستى صواب كدام است؟! آيا ادعاى ابوبكر درست است كه گفت «فدك» ملك مسلمانهاست؟ يا ادعاى عمر صحيح مىباشد كه گفت براى تجهيز لشكر و توسعه سرزمينهاى اسلامى به اموال مسلمانان نياز دارد؟ يا ادعاى عثمان راست كه آن را ملك خود مىدانست به اعتبار اينكه نماينده پيامبر است؟!
پاسخ هرچه باشد، اين ادعاها بر منع حضرت فاطمه عليها السلام از فدك (با اجتهادات و توجيهاتِ مختلف) تطبيق شد و استمرار يافت و حاكمِ بعد در پى حاكمِ پيشين پا گذاشت؛ و اين امر، همآموزى پياپى را براى رشد مكتب اجتهاد و رأى- در برابر مكتب تعبّد محض به سنّت- اثبات مىكند[٢].
منع تدوين تا دوران خلافت عمر بن عبدالعزيز- كه باب تدوين را گشود- ادامه يافت. اين خليفه، فدك را به اولاد حضرت فاطمه عليها السلام بازگرداند[٣]. شايد اين كار براى ملازمه و ارتباط ميانِ آن دو بود؛ زيرا تدوينِ حاصل- على رغم نقصهايى كه داشت- براى مسلمانان سودمند بود و حقايق بسيارى را روشن مىساخت؛ هرچند از سوى ديگر، هدف، تثبيت اصول مكتب اجتهاد بود تا در مقابل مكتب تدوين و نقل حديث، از خود دفاع كند.
[١] . السنن الكبرى ٦: ٣٠١، حديث ١٢٥١٦.
[٢] . در كلام حضرت زهرا و امام على و اهل بيت عليهم السلام دلالتهاى روشنى بر اين امر هست؛ مانند اين سخن حضرت زهرا عليها السلام- خطاب به زنان مهاجر و انصار:« ويعرف التالون غِبَّ ما أسّس الأوّلون» ... و مسلمانان آينده خواهند دانست كه سرانجام اعمال مسلمانان صدر اسلام چه بوده است؟ و اين سخن كه« در خطبه فدك» فرمود:« تتربّصون بنا الدوائر وتتوكّفون الأخبار» ... و منتظر فرصت بوديد تا مگر روزگار بر ضد ما دگرگون شود گوش به زنگ اخبار بوديد.
[٣] . فت--- وح البل- دان ١: ٣٨؛ شرح نهج البلاغه ١٦: ٢٧٨؛ معجم البلدان ٤: ٢٣٩؛ الكام- ل ٢: ١٠٤- ١٠٥.