منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٥٣ - كتاب خدا ما را بس!
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[١]؛
پيامبر از روى هوا سخن نمىگويد، حرف او جز وحيى كه به او مىشود نيست.
و در آيه ديگر مىفرمايد:
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[٢]؛
البته كه رسول خدا اسوهاى نيك براى شماست.
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً[٣]؛
اگر قرآن از نزد غير خدا بود، در آن اختلاف فراوانى مىيافتند.
پس خداى بزرگ با خبر مىسازد كه كلام پيامبرش- همانند قرآن- وحيى است از نزد او[٤].
ابوبكر، آن گاه كه پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت: «ميان ما و شما كتاب خداست» از اين سخن، اكتفا به قرآن را اراده كرد، پيش از او، عُمَر به آن پيشى جست، آن گاه كه نزد بالين پيامبر- در بستر بيمارى- گفت: «حسبنا كتاب الله» (كتاب خدا ما را بسنده است).
فاطمه عليها السلام در نزاع با ابوبكر درباره فدك كه به قرآن- به تنهايى- احتجاج كرد، از اين باب بود كه او را به آنچه اعتقاد دارد مُلزم سازد. دُخت پيامبر صلى الله عليه و آله براى حقانيّت خويش به عموم آيات ارث و آياتى كه دلالت دارد بر اينكه «انبيا ارث بر جاى مىگذارند و ارث مىبرند» استدلال كرد، در حالى كه ابوبكر اين سخن پيامبر را دليل آورد كه فرمود: «نحن معاشر الأنبياء لا نُورِّث» (ما گروه انبيا از خود ارث برجاى نمىگذاريم).
[١] . نجم/ ٣- ٤.
[٢] . احزاب/ ٢١.
[٣] . نساء/ ٨٢.
[٤] . الإحكام فى أُصول الأحكام ٢: ١٧٠.