منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٤٦ - يكپارچگى چند دستگى
پيداست كه اين كار، شجاعت دينى مىطلبد و جرأتى كه انسان جز معانى اصيل و زُلال حق را نجويد و در پى معارف استوارى باشد كه او را از خشم و عذاب خدا دور سازد.
شايان ذكر است كه بعضى مىخواهند هالهاى از قداست بر سَلَف اندازند و لزوم ترك مناقشه در اقوال و افعال آنان را پيش كشند؛ چراكه آنان كسانىاند كه در گذشتند، خوب و بدشان به خودشان مربوط است و ما نبايد در كارهاشان دخالت كنيم!
اين سخن، در صورتى درست است كه ما آنان را مردانى عادى فرض كنيم كه در شريعت نقشى نداشتند، ليكن حقيقت حال غير اين است؛ زيرا غالب قضايا [و احكام] شرعى از ايشان گرفته شده و آنها نقشِ فعالى در شريعت داشتهاند.
پس چارهاى نمىماند جز درنگ در نصوص آنها و سيره و سلوكشان؛ زيرا اين امر به حيات علمى و عملى شرعىمان ارتباط مىيابد.
تأكيد ما بر اين است كه بررسىها را بر اصول ثابت علمى (مانند قرآن و سنّت و اجماع مُحَصَّل و حكم عقلِ قطعى) استوار سازيم.
از اينجاست كه مىنگريم در نصوص وارده از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله بر كتاب خدا (به عنوان ميزانى براى شناسايى مسائل اختلافى) تأكيد شده است، و اهل بيتعليهم السلام از مسلمانان خواستهاند كه از خاضع سازى هر چيزى در برابر قرآن، نترسند؛ چراكه قرآن با سخن آخر وكلام حق بر حاكميّتِ فراگستر خويش گوياست ... و مىبايست هر آنچه مخالفِ قرآن است و با آن انسجام ندارد، به دور افكنده شود.
اهل بيت عليهم السلام- كه براى تعليم مسلمانان و مدد رسانى به آنان در فهم دينى روشن بينانه شان بيان شده- صريحاند در اينكه: هر آنچه با كتاب خدا مخالف است، باطل و دروغ مىباشد.
اين سخن، با آنچه درباره ابوبكر و عمر گفته شده (اينكه از خوشىها دست كشيدند و براى گسترش دولت اسلامى و انتشار آوازه آن در آفاق، خدمت كردند) تضادى ندارد و در جاى خود امرى است محفوظ ...