منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ١٠٨ - نقد و بررسى
(گروهى از مؤمنان بر جنازه ابوذر حاضر مىشوند) و در روايت كَشّى هست كه:
«رجالٌ مِن أُمّتي صالحون»[١]
(مردانى صالح از امتم).
اين جملهها آشكارا به ارجمندى ابن مسعود اشاره دارد. سيّد مرتضى در كتاب «الشافي» مىگويد:
ميانِ امت در پاكى ابن مسعود و فضل و ايمانِ او، اختلافى نيست و اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را ستود و بر او درود فرستاد، و او نيك فرجام از دنيا رفت[٢].
نهى ابن مسعود- بر فرض صحّت صدور آن- احتمال مىرود براى قصههايى باشد كه در آن احاديث بود؛ زيرا راوى مىگويد: «فَجَعَل يَمْحوها بيده ويقول: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ ...[٣])؛ به دستش آنها را محو مىكرد و مىگفت: «ما نيكوترين سرگذشتها را برايت حكايت مىكنيم»[٤].
در خبر ديگر سخنى آمده است كه اين نظر را تأييد مىكند:
مردى شامى پيش عبدالله بن مسعود آمد، صحيفهاى با خود داشت كه در آن بعضى از سخنان ابو درداء و قصههاى او بود، گفت: اى عبدالرحمان، آيا سخنانِ برادرت ابو درداء را در اين صحيفه نمىنگرى؟
ابن مسعود آن را گرفت و شروع به خواندن و نظر در آن كرد تا اينكه به منزلش رسيد، پس گفت: اى كنيز، تشتى پر آب برايم بياور! آنگاه احاديث را در آب مىمالاند و مىخواند: الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ* نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ ...[٥]) (الر، اين آياتِ كتاب مُبين است، ما قرآن را به زبانِ عربى نازل كرديم تا شايد عقلتان را به كار بنديد،
[١] . اختيار معرفة الرجال ١: ٢٨٣، حديث ١١٧؛ الدرجات الرفيعه: ٢٥٢( باب عمّار بن ياسر وأخباره).
[٢] . نگاه كنيد به: تنقيح المقال ٢: ٢١٥؛ الكنى والألقاب ١: ٢١٧( به نقل از كتاب الشافى).
[٣] . يوسف/ ٣.
[٤] . تقييد العلم: ٥٤.
[٥] . يوسف/ ١- ٣.