منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٧١٢ - ٤ ديه دندانها
عرب باديهنشينى از شرابِ عُمَر نوشيد. عمر او را حد زد. اعرابى گفت: من از شرابِ تو آشاميدم! عمر آن شراب را خواست و با آب آن را رقيق ساخت، سپس نوشيد و آن گاه گفت: هركس شرابش بَست و غليظ شد، آن را با آب رقيق سازد[١].
و از عمر وارد شده كه گفت:
ما اين شراب را مىآشاميم تا گوشت شتر را در شكمِ ما هضم كند و ما را آزار ندهد. هركس شرابش غليظ شد آن را با آب مخلوط سازد[٢].
و نيز گفت:
من مردى شكم گُندهام، در آشاميدنِ اين شربت مرا سرزنش نكنيد و در نوشيدن اين شير مرا معاف داريد، و اين نبيذ را مىآشامم تا لينتِ مزاج يابم[٣].
از ابو حنيفه نقل شده كه در حلال بودن اندكى از شرابى كه زيادِ آن مست كننده است، به سيره عمر احتجاج مىكرد. آن گاه كه عبيدالله- بن عمر بن حفص بن عاصم ابن عمر بن خطّاب- در آشاميدن نبيذ بر ابو حنيفه اعتراض كرد، او گفت:
اين حليّت را از پدرت فرا گرفتهايم! پرسيد: كدام پدر؟ ابو حنيفه گفت: (از پدرت حديث رسيده كه گفت:) هرگاه غليظ بود با آب آن را رقيق سازيد.
عبيدالله عمر مىگفت: اگر به مست كنندگى آن يقين داشتى و غليظ نبود، چه مىكنى؟ ابو حنيفه ساكت ماند[٤].
مشاهده مىشود كه اينان به دلالتهاى دورى چنگ مىآويزند تا به نتيجهاى- هرچند ضعيف- در اين فرع فقهى برسند؛ از اين روست كه در اختلافاتِ شديد
[١] . احكام القرآن( جصّاص) ٤: ١٢٦( و در چاپ دار الكتب، ١٤١٥ ه-، ج ٢، ص ٥٨١).
[٢] . مصنّف ابن ابى شيبه ٥: ٧٩، حديث ٢٣٨٧٥.
[٣] . همان: ٨٠، حديث ٢٣٨٧٩.
[٤] . سنن بيهقى ٨: ٣٠٦؛ سنن دارقطنى ٤: ٢٦١( عبارت داخل پرانتز از اين كتاب است).