منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٨٢ - شيعه و بهرهگيرى از اصول
بهتر است؛ به همين جهت مشايخ ثلاثه ما[١] هر كتابى را با آنچه در اصول ديگر يافتند در كتابهاى چهارگانهشان[٢] آوردند.
و چون اين ترتيب بهتر بود و آن را با اصول مقابله كردند و جمع را موافق يافتند، آن اصول را واگذاشتند و بر اين كتابها اعتماد ورزيدند[٣].
نيز مجلسى مىگويد:
اين اصول نزد اصحاب ما وجود داشت و با تقرير ائمّهاى كه در زمان آنها مىزيستند- بر عمل به اين اصول- بر آن، عمل مىكردند. اين اصول نزد ثقة الإسلام (كلينى) و رئيس المحدّثين (شيخ صدوق) و شيخ الطائفه (شيخ طوسى) وجود داشت، و از آنها اين كتابهاى چهارگانه را گردآوردند.
و آن گاه كه كتابهاى شيخ طوسى و شيخ مفيد آتش زده شد، بيشتر آنها از بين رفت و بعضى از آنها نزدشان باقى ماند، حتّى نزد ابن ادريس بخشى از آنها بود و بعضى از آن اصول تاكنون باقى مانده است.
ليكن چون كتب اربعه موافق با اين اصول بودند و با ترتيب بهترى مرتّب گشتند، به نقلِ اصول چندان اهتمامى نشد[٤].
سپس مجلسى بعضى از عواملى را كه رجال شناسان، اصحاب اصول را در كتابهاى رجالىشان نياوردهاند، ذكر مىكند، آن گاه مىگويد:
و يا (نياوردن اسامى صاحبان اصول چهارصدگانه به جهت فاصله زمانى ميانِ ارباب رجال واصحاب اصول وديگراصحاب كتب است كه افزون بر هشتاد هزار كتاب مىباشد (چنان كه با وارسى به دست مىآيد).
[١] . مقصود از مشايخ ثلاثه، شيخ كلينى، شيخ صدوق، و شيخ طوسىاند( م).
[٢] . يعنى كافى( اثر كلينى) من لا يحضره الفقيه( اثر شيخ صدوق) و تهذيب و استبصار( اثر شيخ طوسى)( م).
[٣] . روضة المتقين ١٤: ٣٢٩- ٣٣٠.
[٤] . روضة المتقين ١: ٨٦- ٨٧.