منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٨٠ - شيعه و بهرهگيرى از اصول
مشهور اين است كه اصول چهارصدگانه (اثر چهار صد نفر) از سوى رجال [شاگردان] امام صادق عليه السلام تأليف شده، بلكه در مجالسِ سماع و روايت از آن حضرت به نگارش درآمده است،.
كسانى از عامّه و خاصّه كه از آن حضرت روايت كردهاند، نزديك به چهار هزار نفرند، كتابها و مُصَنّفاتِ آنها زياد است جز اينكه آنچه معتبر دانسته شده و بر آن تكيه مىشود و اصول نام گرفته است، همين چهار صد اصل مىباشد[١].
شهيد ثانى در شرح الدراية مىگويد:
امرِ متقدّمان بر چهار صد مُصَنَّف مربوط به چهار صد مُصَنِّف استقرار يافت، آنها را اصول ناميدند و اعتمادشان بر آنها بود، سپس روزگار چنين اقتضاء كرد كه بخش بزرگى از اين اصول از بين برود. گروهى آنها را- براى آنكه به آسانى در دسترس باشد- در كتابهاى ويژهاى خلاصه كردند كه بهترين گردآورى از آنها در اين چهار كتاب است: كافى، تهذيب، استبصار، مَن لا يَحْضُرُهُ الفقيه[٢].
اسامى بعضى از اصحاب اين مُدَوَّنات در اين كتابها آمدهاند: رجالِ عبدالله بن جَبَله كنانى (م ٢١٩ ه-)، مشيخه حسن بن محبوب (م ٢٢٤ ه-)، رجالِ حسن بن فَضّال (م ٢٢٤ ه-)، رجالِ على بن حسن بن فَضّال، رجال محمّد بن خالد بَرْقى، رجالِ احمد بن محمّد بن خالد برقى (م ٢٧٤ ه-)، رجالِ احمد عقيقى (م ٢٨٠ ه-) و ديگران.
شيخ محمّد تقى مجلسى در روضة المتقين- كه شرحى بر كتاب مَن لا يَحْضُرهُ الفقيه است- هنگام شرح مَشيخه صدوق مىنگارد:
احمد بن حسين بن عبدالملك اوْدى، بيشتر در طريقِ حسن بن محبوب مىآيد كه از وى روايت مىكند و اگر نام جد آن را نياورد به ديگرى مشتبه مىشود ...
[١] . الرواشح السماويّه: ٩٨.
[٢] . الحدائق الناضرة ١: ١٨؛ وسائل الشيعه ٣٠: ٢٠١؛ نهاية الدراية: ١٢٢.