منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٧٨ - چهار صد اصل
مُحدّثان اهل سنّت در قرون نخست، ناگزير بودند لفظ حديث را از بزرگان بشنوند يا بر آنان عرضه دارند؛ زيرا سنّت تدوين نشده بود، به همين جهت بر سفر به نقاط مختلف عالم براى دريافتِ حديث از علما، تأكيد داشتند[١].
شيخ مفيد در الإرشاد مىگويد:
اصحاب حديث، نامهاى راويان ثقه را از امام صادق عليه السلام- على رغم اختلافشان در آرا و مقالات- گرد آوردند، آنان چهار هزار مَردند[٢].
شيخ طبرسى در إعلام الوري مىنويسد:
از هيچ كس مانند آنچه از امام صادق عليه السلام درباره علوم مختلف حديث نقل شده، روايت نشده است. اصحاب حديث اسمهاى راويان ثقه را از آن حضرت جمع كردهاند، آنان چهار هزار نفرند[٣].
و در قسم اول مىگويد:
چهار هزار انسان از امام صادق عليه السلام روايت كردهاند، و در پاسخهايش به مسائل گوناگون چهارصد كتاب نوشته شد كه به كتابهاى «اصل» معروفاند؛ اصحابِ آن حضرت و پيش از او اصحاب پدرش و اصحاب فرزندش امام كاظم عليه السلام آنها را روايت كردهاند[٤].
شيخ محمّد بن على فتّال، مىگويد:
اصحاب حديث اسماى رُواتِ مورد اعتماد را- با وجود اختلافشان در آرا و مقالات- گرد آوردهاند، آنها چهار هزار نفر مىباشند[٥].
[١] . الإمام جعفر الصادق( عبدالحليم جندى): ٢٠٣- ٢٠٤.
[٢] . الإرشاد ٢: ١٧٩؛ مناقب آل ابى طالب ٣: ٢٣٧.
[٣] . اعلام الورى ١: ٥٣٥، باب ٥، فصل ٤.
[٤] . اعلام الورى ٢: ٢٠٠، فصل ٣، قسم اول.
[٥] . روضة الواعظين: ٢٠٧.