منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٧٧ - چهار صد اصل
اين در حالى است كه علماى اهل سنّت حدود يك قرن و نيم كوشيدند تا نخستين مُدَوَّنات را- در اين عرصه- پديد آورند، سپس قرنها سپرى شد، صحراها و بيابانها را در نورديدند، هر شهر و آبادى را گشتند ...
هنگامى كه مىنگريم در ميان راويان كسانىاند كه گفته مىشود وى دهها هزار حديث از امام نقل كرده است، كفايت ميراثِ اطمينانبخش شيعه، براى نيازهاى امّت، آشكار مىگردد.
زمانى كه ملاحظه كنيم شافعى و مالك و ابو حنيفه و يحيى بن مَعين و ابو حاتم و ذهبى (كه واضعانِ شروطِ محدّثان و قواعد قبولِ روايت و صحّتِ سنداند) امام صادق را توثيق كردهاند، بسنده است كه راويان را تا امام صادق وارسى كنيم.
همين كه حديث به امام برسد، شيعه را كفايت مىكند، اسناد قبل از امام صادق- بلكه به طور كلّى قبل از ائمّه- را نمىطلبند؛ زيرا امام يا از امام پيش از خود كه به او وصيّت كرده روايت مىكند يا حديث را در كتابهاى پدرانش مىخواند، ... آنچه را امام بر زبان آورد، نزد شيعه سنّت است و از هر نظر پاكيزه؛ اينكه امام حديث را روايت مىكند، صرف شهادت به آن نيست، بلكه اعلانِ صحّتِ آن مىباشد.
وقتى امام صادق، روايتِ امام باقر و روايت امام سجّاد را ا ز حسين از حسن يا از على از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت مىكند، اين كار- از هر نظر- تصحيح سند است. سه نفر اخير، از پيشگامان صحابهاند، از صاحب رسالت روايت مىكنند، زيرا حسن و حسين از على عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت بر زبان مىآورند.
بىگمان رويّة على عليه السلام و كسانى كه از آن حضرت در تدوين پيروى كردند، براى مسلمانان خير بزرگى بود. زشتىهايى را كه منسوب به بعضى روايات بود بازداشت و باب افترا و تهمت را براى زنديقان و جاعلانِ حديث بَست.
پيشدستى در تدوين، از امتيازاتِ شيعه است. آن گاه كه علما- پس از زمانى طولانى- بر پناه آوردن به آن اجماع كردند، همه پذيرفتند كه اين فضيلت براى على و فرزندانِ اوست.
سنّت، شارحِ قرآن مىباشد و با املاى صاحب رسالت به نگارش درآمد. از اين رو، مثل آن، شايسته كتابت است.