منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٧٥ - چهار صد اصل
و داراى احاطه علمى وسيعتر از همه فقها؛ مىدانست و امام مالك براى درس و روايت، نزد آن حضرت مىرفت.
فضيلتِ مقامِ استادى بر ابو حنيفه و مالك- كه فضيلتى ممتاز و كمنظير است- براى شناختِ جايگاه علمى برتر امام صادق كافى است. از اين رو تأخيرِ كتابِ مربوط به آن حضرت- پس از هفت كتاب درباره ائمّه- هرگز به جهتِ نقص و كاستى او نيست و تقدّم ديگر كتابها بر او به معناى برترى آن ائمّه بر امام صادق نمىباشد.
افزون بر اين، امام صادق، نوه زين العابدين است كه در عصر خود از نظر فضل و شَرَف و دين و علم، سرآمد اهل مدينه بود. ابن شهاب زُهْرى و بسيارى از تابعان نزد آن حضرت شاگردى مىكردند.
او فرزند محمّد باقر است كه [لايهها و پوستههاى] علم را شكافت و به مغز علم [و جوهره اصلى آن] دست يافت.
امام صادق كسى است كه خدا شرف ذاتى و كرامت نسبى و قرابت هاشمى و عزّت محمّدى را يكجا برايش گرد آورد[١].
در حلية الأولياء مىخوانيم:
گروهى از تابعان از امام صادق حديث اخذ كردهاند، از جمله آنهاست: يحيى بن سعيد انصارى، ايّوب سَخْتيانى، ابو عَمرو بن علاء، يزيد بن عبدالله بن الهاد، شُعبة بن حَجّاج، مالك بن انس، سُفيان بن عُيَينه، و ديگران ...[٢]
پيش از اين دانستيم كه اين علمِ انبوه و احاديثى كه از امامان اهل بيتعليهم السلام دريافت شد، به وسيله اصحابشان در صحيفههايى تدوين گشت و سهم امام باقر و صادقعليهم السلام بيش از همه بود. به اين جوامع حديثى گاه اسمِ «نسخه» را اطلاق كردهاند، و گاه «كتاب» و زمانى «اصل» و هنگامى «رساله» و جز آن.
[١] . الإمام الصادق: ٢- ٣.
[٢] . حلية الأولياء ٣: ١٩٨- ١٩٩، رقم ٢٤٢.