منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٤٣ - امام كاظم عليه السلام
مىشود و سپس نزد امام كاظم عليه السلام رخ مىنمايد و پس از آن به تدريج مطرح مىگردد؛ به همين جهت فقه صحيح و روايات نبوى، همان است كه آل محمّد نقل كردند و همه مسلمانان را آگاه ساختند كه كتاب حضرت على عليه السلام نزد آنان است و علم دين را از آن- و ديگر كتابها كه با آن همانندى دارد- نقل مىكنند.
این امورتكامل يافت و به شكل مكتبى كه چارچوب آن روشن است در دوران اين سه امام عليه السلام درآمد. ابراز فراوان كتاب حضرت على عليه السلام توسّط آنان براى استوار سازى و نشر علوم دينى صورت مىگرفت كه بيشتر آن در عصر اين سه ائمّه عليهم السلام حاصل شد.
يادآورى لازم
ائمّه عليهم السلام كتاب امام على عليه السلام را به شكل شايان توجّهى بيشتر در باب ارث و قضا و شهادات، بارز مىساختند، سرّ اين اختصاص چيست؟
وارسى اين امر ما را بر اين حقيقت مهم مىرساند كه نياز خلفا به زعامتِ دينى همراه با كاستىهاشان در اين عرصه، از عوامل اساسىاى هست كه آنان را به منع نقل و تدوين حديث واداشت. افزون بر اين، انعطاف موجود در رأى و اجتهاد، هنگام واقع شدن در تنگنا به فريادشان مىرسيد. تراكمِ منقولات از كتاب حضرت على عليه السلام در باب ارث و قضا و شهادات، اين حقيقت را اثبات مىكند.
زيرا نخستين اختلاف فقهى پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله ميان حضرت فاطمه عليها السلام و ابىبكر روى داد. اين اختلاف هياهوى بزرگى را برانگيخت كه تا امروزه آثارش باقى است.
فدك در دست حضرت زهرا عليها السلام بود و ابوبكر آن را از دست وكيل حضرت زهرا عليها السلام درآورد. حضرت زهرا عليها السلام آمد تا آن را از ابوبكر بازستاند و در حضور مسلمانان ادعا كرد كه فدك را پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حيات به وى حضرت بخشيد. ابوبكر شاهد خواست، حضرت زهرا عليها السلام امام على و امام حسن و حسين عليهم السلام و امّ ايْمَن و امّ سَلَمه را به عنوان شاهد آورد.