منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٣٠ - امام جعفر صادق عليه السلام
نزد [امام] محمّد باقر (٥٦- ١١٤ ه-) كتابهاى فراوانى بود كه بعضى از آنها را فرزندش جعفر صادق از او شنيد و بعضى را خواند[١].
عبدالله بن محمّد بن عقيل بن ابى طالب، مىگويد:
من و ابو جعفر نزد جابر بن عبدالله آمد و شُد داشتيم، لوحهايى همراه ما بود كه در آنها مىنوشتيم[٢].
روشن است كه جابر از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله سفارش شده بود كه بعضى از وصايا را به امام باقر عليه السلام برساند.
از ابو جارود عَبْدى از امام باقر عليه السلام كتابى درباره تفسير قرآن روايت شده است[٣] و نزد شمارى از اصحابِ امام، كتابها و نسخههاى ديگرى از آن حضرت هست[٤]. بسيارى از اصحاب امام باقر عليه السلام آنچه را آن حضرت حديث مىكرد و بر زبان آورد، تدوين كردند.
[١] . السنّة قبل التدوين: ٣٥٤- ٣٥٥.
[٢] . تقييد العلم: ١٠٤.
در روايت طولانى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه: امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه وآله حديث مىكرد. اهل مدينه مىگفتند: مردى دروغگوتر از اين شخص نديديم! از كسى كه نديده حديث مىكند!
چون امام باقر عليه السلام اين وضع را ديد، برايشان از جابر حديث كرد تا مردم حرفش را راست بدانند. در حالى كه به خدا سوگند، جابر نزد آن حضرت مىآمد و از او علم مىآموخت( نگاه كنيد به رجال كشّى ١: ٢٢٢؛ اصول كافى ١: ٤٦٩- ٤٧٠، حديث ٢).
به نظر مىرسد كسانى كه حديث امام باقر عليه السلام را از پيامبر صلى الله عليه وآله ريشخند مىكردند، ميزانِ اهميتِ مُدَوَّنات و كتاب على و راههاى علم امام عليه السلام را نمىشناختند.
[٣] . الفهرست( ابن نديم): ٣٦؛ تأسيس الشيعه: ٣٢٧؛ الإمام الصادق ١: ٥٥٢.
[٤] . نگاه كنيد به: رجال نجاشى: ١٥١، رقم ٣٩٦- ٣٩٧( و ص ١٧٨ رقم ٤٦٨)؛ تأسيس الشيعه: ٢٨٥.