منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٦٣٢ - امام جعفر صادق عليه السلام
على عليه السلام موقعيّتِ لازم را در فقه مسلمانان و در ميان آنها بيايد. از اين روست كه فراوان به آن عنايت مى ورزيد و آشكارش مىساخت.
به جهت اهميّت زياد امام صادق عليه السلام به مدوَّنات و كتابها، آن حضرت «صُحُفى» (كسى كه دانش خود را از كتابها فرا گرفته است) ناميده شد. امام عليه السلام به اين نسبت افتخار كرد و فرمود:
نَعَم، أَنا صُحُفيّ؛ قَرَأْتُ صُحُفِ آبائي إبراهيم وموسي[١]؛
آرى، من صُحُفىام؛ صُحُفِ اجدادم ابراهيم و موسى را خواندم.
از ابو بصير روايت شده كه گفت:
بر امام صادق عليه السلام درآمدم، فرمود: بعضى از اهل بَصْرَه نزدم آمدند و درباره احاديثى كه نوشته بودند نظرِ مرا جويا شدند، شما چرا نمىنويسيد؟ مطالب را هرگز نمىتوانيد حفظ كنيد (و باقى نگه داريد) مگر اينكه آنها را ثبت كنيد[٢].
كلينى در كافي مىگويد:
عدهاى از اصحاب ما، از سَهْل بن زياد، از حسن بن ظَريف، از پدرش ظريف، از مردى كه عبدالله بن ايّوب ناميده مىشد، گفت: برايم حديث كرد ابو عَمْرو مُتَطَبِّب، گفت اين كتاب [يعنى كتاب ظريف در ديات] را به امام صادق عليه السلام نشان دادم.
و على بن فَضّال از حسن بن جَهْم روايت كرده است كه گفت: آن را بر امام رضا عليه السلام عرضه كردم، فرمود: آن را روايت كنيد، كتاب صحيحى است[٣].
تأكيد ائمّه عليهم السلام بر مسائل ارث و قضاوت و شهادت نيز در اين راستاست.
[١] . نگاه كنيد به: علل الشرائع ١: ٨٩، باب ٨١، حديث ٥. از اهل بيتعليهم السلام روايت شده كه آنان علم انبيا را مىدانستند و كتابهاى آنان نزد ايشان بود( نگاه كنيد به: بصائر الدرجات: ١٥٨).
[٢] . بحار الانوار ٢: ١٥٣، حديث ٤٧.
[٣] . فروع كافى ٧: ٣٢٤، ذيل حديث ٩؛ نيز بنگريد به، وسائل الشيعه ٢٧: ٨٥، حديث ٣٣٢٧٧.