منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٥٣٨ - چكيده سبب اخير
معاوية بن مَيْسَرَة بن شُريح مىگويد: در مسجد خيف به محضر ابا عبدالله [امام صادق عليه السلام] شرفياب شدم، او در ميان جمعى حدود ٢٠٠ نفر قرار داشت كه يكى از آنها عبدالله بن شُبْرُمَه بود، پرسيد: اى ابا عبدالله، ما در عراق بر اساس كتاب و سنّت حكم مىكنيم، مسئلهاى پيش مىآيد، به رأى خود در آن اجتهاد مى ورزيم ...
امام صادق عليه السلام فرمود: على بن ابى طالب چگونه شخصيتى بود؟ (ابن شُبْرُمَه بسيار او را ستود و به عظمت از او ياد كرد) امام عليه السلام فرمود:
على عليه السلام ابا داشت از اينكه رأى خويش را در دين خدا دخالت دهد و در چيزى از دين خدا به رأى و قياس نظر دهد ...
سپس آن حضرت در ادامه فرمود: اگر ابن شُبْرُمَه مىدانست مردم از كجا هلاك شدند، به قياس نزديك نمىشد و به آن عمل نمىكرد[١].
از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمود:
يا زرارة، إيّاكَ وأصحاب القياس في الدِّين؛ فَإنَّهم تَرَكُوا عِلْمَ ما وُكِّلوا به وَتَكَلَّفُوا ما قَدْ كُفُوه، يَتَأوَّلُونَ الأَخبارَ، وَيَكْذِبُونَ عَلَي الله- عزّ وجلّ[٢])
- وَكَأنّي بالرَّجُل منهم يُنادَي مِن بَيْنِ يَدَيْه، فيُجِيبُ مِن خَلْفه، وَيُنادَي مِن خَلْفه، فيُجيب مِن بَيْنِ يَدَيْه؛ قد تاهُوا وتَحَيَّروا في الأَرْضِ والدِّين[٣]
)؛ اى زراره، از اصحاب قياس- در دين- بپرهيز؛ چراكه آنان علمى را كه از آنان خواسته شد واگذاردند و خود را در چيزى كه بسنده بودند، به زحمت انداختند؛ اخبار را تأويل مىكنند و بر خدا دروغ مىبندند! گويا من با يكى از آنانم
[١] . المحاسن ١: ٢١٠، حديث ٧٧؛ وسائل الشيعة ٢٧: ٥١، حديث ٣٣١٨٣.
[٢] . زيرا به ظن و تخمين سخن مىگويند، خداى متعال مىفرمايد: بگو آيا خدا به شما اجازه داده كه به ظن حرف بزنيد يا[ از پيش خود] بر خدا دروغ مىبنديد؛ قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ( سوره يونس، آيه ٥٩).
[٣] . وسائل الشيعة ٢٧: ٥٩، حديث ٣٣١٩٣.