منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٤٨ - خلاصه و نتيجه بحث
بخشند. اگر به فقه عثمان و معاويه- و كسانى كه در خط آنها بودند- بنگريم، درمىيابيم كه آراى جديد عثمان امتداد همان روش عُمَر است و اگر گاهى اوقات از سنّتِ شيخين سخن بر زبان مىآيد (مانند تمام خواندن نماز ظهر در مِنى و مقدّم آوردن خطبه كه از سوى عثمان بروز يافت و تقديم خطبه در نماز عيد فطر و قربان از سوى معاويه) مقصود اين نيست كه نظر آنان در همه چيزها بر خلاف رأى ابوبكر و عمر است، بلكه دلالت مىكند بر اينكه آنان- بر اساس اين قاعده كه خليفه بنا بر مصلحت و رجحان حق قانونگذارى دارد- رأى جديدى را اختيار كردهاند، و طبيعى است كه باورشان اين باشد كه نظرشان بر كسان پيش از ايشان رجحان دارد.
سيره عثمان و معاويه، همان روش خلفاى پيشين بود، رأى و اجتهادشان در امتداد همان رأيى صورت مىگرفت كه شيخين در شريعت بنيان نهادند.
و اين چنين بود كه در ميان مسلمانان دو خط مشى پديد آمد:
١. مكتبى كه پاىبند به نصوص شرعى بود و رأى هيچ كس را جايگزين حكم خدا و رسول نمىكرد، چراكه پيامبر صلى الله عليه و آله به رأى و قياس، احكام را بيان نمىداشت، بلكه به آنچه كه خدا برايش مىنماياند حكم مىكرد.
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ ...[١]؛
ما اين كتاب را سويت فرستاديم تا به آنچه خدا برايت مىنماياند، ميان مردم حكم كنى.
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى[٢]؛
پيامبر از روى هوا سخن نمىگويد، حرف او جز وحيى كه به او مىشود نيست.
معناى اين آيه اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله به وحيى كه بر وى نازل مىشود متعبّد است و به رأى خويش فتوا نمىدهد.
[١] . نساء/ ١٠٥.
[٢] . نجم/ ٣- ٤.