منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٤٩ - خلاصه و نتيجه بحث
اين مفهوم تعبّدى در سخنان امامان از نسل آن حضرت نيز آمده است، همهشان بر اين تأكيد ميورزند كه قولشان رأى و فتوايى از سوى آنها نيست، بلكه حكمى است كه نسل اندر نسل از پيامبر به ارث بردهاند.
٢. در مقابل اين مكتب، خط مشى ديگرى بروز يافت كه آن را «مكتب اجتهاد و رأى» يا مصلحتنگرى مىناميم، و در عصرهاى بعد استحكام يافت.
اين خط مشى را بعضى از صحابه در دوران رسول خدا در پيش گرفتند؛ ابوبكر و عُمَر در ماجراى مردِ عابدْنما موضع گرفتند و بدان جهت كه او را نمازگزار و خاشع يافتند، به قتل نرساندند، كسانى ديگر از صحابه، روزه دهر گرفتند با اينكه رسول خدا از آن نهى كرد.
اينان به مشروعيت رأى فرامىخواندند. عمر آن گاه كه حس كرد با كمبود نص روبهروست، به قياس و اجتهاد اجازه داد، سپس بر منبر رفت و به سرزنش اختلاف نظرِ صحابه پرداخت؛ يعنى وى و ابوبكر مىخواستند حجيّتِ رأى منحصر به آن دو باشد (نه ديگران) و صحابه را بر تعبّد به آنچه مىگفتند مُلْزَم مىساختند، جز اينكه در اين زمينه موفق نشدند؛ زيرا مشروعيت بخشيدن به رأى و اجتهاد چنان گسترده و انعطافپذير و سَيّال است كه هيچ كس نمىتواند آن را در انحصار خويش درآورد.
مشروعيت بخشى به چند رأيى، امّتِ اسلامى را در اختلاف فرو برد، ابوبكر اين حقيقت را بر زبان آورد، آنجا كه گفت: «آيندگان، شدّتِ اختلافشان بيشتر خواهد بود» مثلِ اين سخن را به عُمَر گفت، آنجا كه از حكومتِ ميان مردم شكوه كرد.
امام على عليه السلام اين امر را در خطبه شقشقيّه، به روشنترين صورت، مىنماياند، آنجا كه مىفرمايد:
يكثرُ العِثار فيها، والاعتذارُ منها، فصاحِبُها كراكِبِ الصَّعْبَةِ إن أشنَقَ لها خَرَمَ، وإن أسْلَسَ لها تقحَّمَ، فمُنِيَ الناسُ لَعَمْرُ الله بخَبْط وشِماس؛
سپس آن را به راهى درآورد ناهموار، پر آسيب و جان آزار، كه رونده در آن هر دم به سر درآيد، و پى در پى پوزش خواهد، و از ورطه به در نيايد، سوارى را ماند كه بر بارگيرِ توسن نشيند، اگر مهارش بكشد، بينى آن آسيب بيند، و اگر رها