منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٣٨ - مثالهايى گويا بر مخالفتِ با حديث پيامبر صلى الله عليه و آله
مثالهايى گويا بر مخالفتِ با حديث پيامبر صلى الله عليه و آله
دكتر عبدالكريم بن على بن محمّد نمله، پس از آنكه معناى «مخالفت» را از نظر لغوى بررسى مىكند (و بيان مىدارد كه «مخالفت» به معناى ضديّت، عصيان، عدم اتفاق است)[١] و مقصود از صحابى را در لغت و اصطلاح، روشن مىسازد[٢]، بعضى از مثالهاى تطبيقى را در اين راستا مىآورد و مىنويسد:
علماى اسلام در اين زمينه به دو مذهب تقسيم مىشوند:
مذهب اول، معتقد است كه: حديث بر حجيّت خود باقى است. مخالفت صحابى را (خواه نزديك باشد و خواه دور) نبايد بر حديث مقدّم داشت و عمل به حديث، به جهت مخالفت صحابى، ترك نمىشود[٣] ...
مذهب دوم، بر اين باور است كه: [در صورت مخالفت] بايد قول صحابى اخذ شود، و حديث نبوى از اعتبار مىافتد[٤].
وى سپس مثالهايى از مخالفت صحابى را مىآورد كه به طور كلى با حديثى كه خودش روايت كرده، مخالفت نموده است و اثر اين اختلاف را نيز بيان مىكند، و چنين مى گويد:
پس از آنكه مذهب علما را در اين مسئله اصولى شناختيم و ادله اصحاب هريك از دو مذهب را بيان كرديم، جاى آن است كه بعضى از مثالهاى تطبيقى را بياوريم كه در آن صحابى، مخالفتِ كلى با حديثى كه خود روايت كرده، نموده است.
اين كار، براى روشنگرى بيشتر است تا خواننده تصوير گويايى از اين مسئله را در ذهن خود مجسّم سازد.
[١] . نگاه كنيد به: مخالفة الصحابى للحديث النبوى الشريف دراسة نظريّة تطبيقيّة( چاپ رياض، سال ١٤١٥ هجرى، مكتبة الرشد) ص ٢٢- ٢٩.
[٢] . همان، ٣٠- ٨٦.
[٣] . همان: ٨٧- ١٠٥.
[٤] . همان، ١٠٦- ١٢٣.