منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٣١ - حاكمان و روند عادى سازى فقه حكومتى
از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:
تقيه، دين من و دين پدرانِ من است؛ در سه چيز تقيّه نمىكنم كه ترك جهر به بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ از جمله آن سه چيز است[١].
از ابو هريره روايت شده كه فرمود:
رسول خدا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ را به جهر خواند، سپس مردم آن را ترك كردند[٢].
و اين چنين درمىيابيم كه معاويه، به تحريف متعه و ترك بسمله و ترك تكبير در هر خَم و راست شدن در نماز، بسنده نكرد، بلكه در قلمروهاى زيادى به محو سنّتِ پيامبر دست يازيد.
از اين روست كه مىبينيم امام على عليه السلام و فرزندانش بر اين حقايقِ تلخ تأكيد مى ورزند.
احمد بن حنبل به اسناد از عبّاد بن عبدالله بن زبير آورده است كه گفت:
چون معاويه براى حج آمد، در مكّه همراهش بوديم ... نماز ظهر را با ما دو ركعت خواند، سپس به دار الندوه رفت.
ابن زبير مىگويد: روزگارى عثمان نماز را تمام مىخواند. وقتى به مكّه مىآمد، ظهر و عصر و عشاى آخر را چهار ركعتى مىگزارد و آن گاه كه سوى مِنى و عرفات مىرفت، نماز را شكسته به جا مىآورد. پس آن گاه كه از حج فارغ مىشد و در مِنى اقامت مىگزيد، نماز را تمام مىخواند تا از مكّه بيرون مىرفت.
[١] . دعائم الإسلام ١: ١١٠( و جلد ٢، ص ١٣٢)؛ و نيز بنگريد به، اصول الأحكام فى الحلال والحرام ٢: ٤١٠( اثر يحيى بن حسين زيدى).
[٢] . احكام البسملة: ٤٥؛ به نقل از سنن دارقطنى ١: ٣٠٧، حديث ٢٠؛ و مست--- درك حاكم ١: ٣٥٧، حديث ٨٥٠؛ در اين دو مصدر، جمله پايانى( ثمّ تركه الناس) نيامده است. بيهقى آن را در السنن الكبرى ٢: ٤٧، حديث ٢٢٢٦، مىآورد.