منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٤٠٤ - فدك
امام على عليه السلام در اينجا مىآگاهاند كه منع مسلمانان از تطهير اموالشان (در صورتى كه خودشان راغباند) از نظر شرعى جايز نمىباشد، بلكه مستحب است، ليكن از تالى فاسدِ آن بيم مىدهد كه مبادا اين كار، سنّت و شريعت شود كه آن نيز از نظر شرعى حرام مىباشد.
امام على عليه السلام يادآور مىشود كه جواز گرفتن زكاتِ اسبان، واجب نمىباشد و نمىتوان مسلمان را به پرداختِ آن اجبار كرد. از اين رو امام عليه السلام ميان حكم به جواز و تنبيه بر توهُّم وجوب، جمع مىكند كه شيوه راست و درستى است و پيامبر صلى الله عليه و آله در نماز به «مِنى» آن را انجام داد، و به مردم آگاهانيد كه مسافران نماز را شكسته گزارند و اهل بلد آن را تمام به جا آورند.
بارى، عثمان سيره ابوبكر و عمر را- در بعضى احكام- پى گرفت، هرچند در زمانهاى ديگرى آراى ويژه خود را بيان داشت كه خلافِ رأى ديگران بود؛ چراكه رأىگرايى اگر باز شد نمىتوان آن را بَست و چنان است كه امام على عليه السلام فرمود: «چونان شتر سركش است كه اگر افسارش را بكشد بينىاش را مىدَرَد و اگر زمام را رها كند صاحبش را هلاك مىسازد».
آرى، در مكتب خلفا، روال چنين بود كه خليفه حاكم، سيره خليفه پيش از خود را بپيمايد و رأى و نظر او را تصحيح كند، هرچند بر خلافِ نص باشد.
كلاله
از شَعْبى نقل شده كه گفت:
ابوبكر درباره «كلاله» سؤال شد، گفت: نظر خودم را مىگويم؛ اگر صواب بود از خداست واگر خطا باشد از سوى من و شيطان است! به نظر من [ارثِ كلاله] آنجاست كه وَلَد (فرزند) و والد (پدر) وجود ندارد.