منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٧٩ - تأكيدى بر آنچه گذشت
مىپسندد و چه او را خوش نيايد، از چه باز مىدارد و كردنِ چه كار را فرمايد، چندان كه راه عذر را بر شما ببست، و حجّتى گرفت كه- از آن نتانيد رست- پيك تهديد را به سوى شما پيش راند، و از كيفرِ سختى كه در پيش رو داريد بترساند[١].
تأكيدي بر آنچه گذشت
بيهقى- به سند صحيح- روايت مىكند كه چون ابوبكر خليفه شد، اندوهگين در خانه نشست! عُمَر بر او درآمد، وى به نكوهش عمر پرداخت و گفت: تو مرا به اين امر واداشتى! و از حكومت ميان مردم شكوه كرد. عمر گفت: مگر نمىدانى كه رسول خدا فرمود: هر گاه والى اجتهاد ورزد و به حق اصابت كند دو اجر دارد، و اگر اجتهادش به خطا رود يك پاداش نصيب اوست[٢]؟!
از ابوبكر نقل شده است كه وى قضاوت مىكرد وكوچكان صحابه (چونان بلال و صُهَيْب و مانند آن دو) نقضِ احكام او را باز مىگفتند[٣].
خواننده را با اين متن- بىآنكه تعليقى بر آن بزنيم- تنها مىگذاريم تا آنچه را گفتيم با مشكلاتِ علمىاى كه ابوبكر و عمر با آن رو به رو مىشدند (و در موارد بسيارى ناشى از تنگناى نفسى [و بىكفايتِ علمى] بود) مقايسه كند.
دكتر محمّد رواس قلعهچى، در مقدمه كتابش- من موسوعة فقه السلف- مىنويسد:
استادِ «مكتب رأى» عمر بن خطاب است؛ زيرا وى چنان با امور نيازمندِ تشريع رو به رو شد كه خليفهاى قبل و بعد از او، با آنها مواجه نگشت؛ به دستِ او فتوحات صورت گرفت و شهرها به تصرّف درآمد و ملّتهاى متمدّن فارس و روم به حكم اسلام گردن نهادند[٤].
[١] . همان، ص ٦٨، ضمن خطبه ٨٦.
[٢] . الجامع( معمر بن راشد) ٢: ٣٢٨؛ فضائل الصحابه( احمد بن حنبل) ١: ١٨٠، حديث ١٨٥؛ شعب الإيمان ٦: ٧٣، حديث ٧٥٣٠( متن از اين مأخذ است).
[٣] . شرح نهج البلاغه( ابن الحديد) ٢٠: ٢٧.
[٤] . نگاه كنيد به مقدّمه موسوعة فقه ابراهيم نخعى.