منع تدوين حديث انگيزه ها و پيامدها - شهرستانى، سيد على؛ مترجم سيد هادي حسيني - الصفحة ٣٦٣ - نگرشهايى درباره رأى
فقدان آب[١]، نهى از نماز بعد از نماز عصر[٢]، چهار تكبير در نماز ميّت[٣]، تفسير كرد، در حالى كه در همه اينها رواياتى از پيامبر هست كه بر خلاف نظرِ عمر مىباشد؟!
جاى شگفتى است كه چگونه ابوبكر و عمر را معذور مىدارند و آنچه را گفتهاند «حَسَن» (و نيك) مىشود، با اينكه عمر، خود، تصريح نموده كه «نماز تراويح» بدعت است و البته بدعتى نيكوست!!
سپس علما بدعت را به معناى لغوى (نه شرعى) تفسير مىكنند و خبرى را درباره شرعيّت نماز تراويح مىآورند كه گزيده آن چنين است: پيامبر شب هنگام، براى نماز در مسجد بيرون آمد، مردم به آن حضرت اقتدا كردند؛ در روز دوم، شمار افراد فزونى يافت، و در روز سوم چنان زياد شدند كه به خارج مسجد رسيد! پيامبر صلى الله عليه و آله ديگر به مسجد نيامد و از اين كار نهى نكرد.
آن گاه به تفسير بدعت- به معناى لغوىاش- دست مىيازند.
اگر نماز تراويح شرعى است و پيامبر صلى الله عليه و آله از آن نهى نكرد، معناى حمل [بدعت در] كلام عُمَر بر معناى لغوىاش- نزد بزرگان- چيست؟
و اگر مقصود عُمَر بدعت شرعى است، تأويل فعل او چه معنايى دارد؟
[١] . مصنّف عبدالرزّاق ١: ٢٣٨، حديث ٩١٥؛ مسند احمد ٤: ٣١٩؛ سنن نسائى ١: ١٣٣، حديث ٣٠٢.
[٢] . مصنّف ابن ابى شيبه ٢: ١٣٣، حديث ٧٣٤٢؛ مصنّف عبدالرزّاق ٢: ٤٣٣، حديث ٣٩٧٤؛ المسند المستخرج على صحيح مسلم ٢: ٤٢٨، حديث ١٨٨٥.
[٣] . شرح معانى الآثار ١: ٤٩٩؛ مسند ابى حنيفه ١: ٨٢؛ المحلّى ٥: ١٢٤.